1390/7/21

سنگهـــای بــزرگ زنـــــدگی

سنگهـــای بــزرگ زنـــــدگی     The big stones of life   معلمي با جعبه‌اي در دست وارد كلاس شد و جعبه را روي ميز گذاشت. بدون هيچ كلمه‌اي، يك ظرف شيشه‌اي بزرگ و چند سنگ…

1390/7/20

تقلید نادرست

تقلید نادرست     یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن! کلاغه   سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو   میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این…

1390/7/20

بینش تصمیم گیری خوب

بینش تصمیم گیری خوب گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند. یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنها یکی از بچه…

1390/7/20

گــــــربـــــــه و کــاســه

گــــــربـــــــه و کــاســهC a t & B o w l… عتيقه فروشي در روستايي به منزل رعيتي ساده وارد شد. ديد كاسه اي نفيس و قديمي دارد كه در گوشه اي افتاده و گربه در آن آب ميخورد.…

1390/7/20

مدیـــر آمریـــکائی

 مدیـــر آمریـــکائیA American Manager   يکی از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود  ، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين  در…

1390/7/20

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!! روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من…

1390/7/18

چیز های کوچک در زندگی

چیز های کوچک در زندگی مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهاش به دست هایت یک فشار کوچک می دهد.... راننده تاکسی ای که حتی…

1390/7/18

زندگى همين است!

زندگى همين است!         The Life Is This!           استادى در شروع کلاس درس، ليوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به…

1390/7/18

استدلال منطقی

استدلال منطقی      logical reasoning     همه‌ دانشمندان مي‌ميرند و به بهشت مي‌روند. آنها تصميم مي‌گيرند كه قايم ‌باشك بازي كنند. از بخت بد اينشتين اولين…

1390/7/18

ردپــــا

ردپــــا شبی مردی در رؤیا بود.اودر خواب دید که با معبودش در طول ساحل قدم میزند.ودر پهنه آسمان صحنه هائی از زندگیش آشکار میشود.درهرصحنه اومتوجه شد دو اثر ردپا برروی ماسه…