مقدمه: جهاد اقتصادی ابعاد مختلفی را در سطح جامعه پوشش می دهدو مختص به قشر و یاجای بخصوصی  نیست هر جاکه با هزینه و درآمدسر و کار داشته باشددرحوزهء قلمرواش قراردارد.مانند نظام بانک داری،صنعت، کشاورزی،..وبطور کلی جامعهء انسانی این جهاد اقتصادی اسلامی  می تواند الگوی باشد در مقابل نظام های سرمایه داری ،اگر به طور هدفمنددر نظام سرمایه داری ما ارائه و اجرا گردد. مدیریت در زمان،منابع، وطرح های اقتصادی و پروژ ه ها، وبهره وری از امکانات  موجود،ایجاد اشتغال... همه در این جهاد سهم بسزایی دارند. جهاد اقتصادی فردی:امروزه با فعال شدن یارانه ها در سطح کشور ، برای اقشار کم درآمد جنب و جوشی در سبد خرید این اقشار ایجاد کرده،هرچند که این نوع درآمد به  یک سری عوامل بستگی دارد.

 


 
مانند:
-تعداد نفرات خانوار
-شرایط سنی نفرات خانوار
-محل جغرافیای زندگی
-شهری یا روستایی بودن  خانوار
هر کدام از این عوامل می تواند در سطح رایانه های پرداختی به خانوارها تاثیر بسزایی داشته باشد.


وقتی تعداد افراد یک خانوار بیشتر باشد به طبع  درآمد نیز بیشتر است، پس هزینه نیز  گرایش به صعود دارد،اگر نفرات  خانوار در حال تحصیل باشند باز تاثیر ی بر این صندوق در آمد می گذارد، اگر استان محل زندگی خانوار از نوع محرومیت باشد از یک وجهه دیگر بر این درآمد تاثیر می گذارد.روستایی وشهری بودن خانوار نیز تاثیر مخصوص خود را به جا می گذارد ،زیرا یک خانوار شهری فقط مصرف کننده است ولی  هنوز روستاهایی وجود دار تولید  که کننده هستند.                                            
پس می توان نتیجه گرفت با این شرایط متفاوت باید برنامه ریزی متفاوتی نیز برای صندوق درآمد یارانه ها انجام داد که هر خانواری با توجه به امکانات و سطح فرهنگی خود باید این مدیریت و
برنامه ریزی را انجام دهد.که در راس آن جلوگیری از اسراف در هزینه هاست واینجا ست که باید از هزینه های بی دلیل کم وبه درآمدهابیفزاییم.


جهاد اقتصادی خانواده:
ازآنجاییکه خانواده کوچکترین جزء جامعه می باشد تمامی مواردی که در اقتصاد فردی گفته شد در اقتصاد خانواده صدق می کند،و هر فردی با نقش خود دراین صحنه تاثیر ژرفی می تواند ایجاد کند.
پس می توان تا اینجا نتیجه گرفت که در جها د اقتصادی  ما می توانیم تاثیر گذار باشیم،از فرد، فرد جامعه تا یک خانواده منسجم ودر ست  درهمین نقطه است که  می توان نوک پرگار را قرار داد ودایره
ایی ایجاد کرد که محیط آن تشکیل  یک جامعه  واحد  در اهداف را تشکیل می دهد.
جهاد اقتصادی  جامعه:                                         
در این قسمت با محیط گسترده تر ی روبرو هستیم چرا که علاوه بر فرد،وخانواده با   محیط های کاری متفاوت از جمله سازمانها ، شرکتها،اداره جات مختلف (آن هم در بخش های دولتی و خصوصی  ویا در قالب تعاونی ها)روبرو هستیم.
اما  این جامعه ئ گسترده از  جزئی ترین شکل خود که همان خانواده است تشکیل شده،پس شکل
دهنده این جامعه همان رفتار و کردارهای  خود ما می باشد که در آن انعکاس می یابد.
هرگاه ما بتوانیم افکار و انرژی مثبت را به درون  جامعه تزریق کنیم اول منفعت اش نصیب خود و خانواده ء ما وسپس درمرحله بعد به جامعه منتقل می شود.
شاید سوالی در ذهن ایجاد شود که بین اینها چه ارتباطی با اقتصاد وجود دارد.
همانطور که بین فرد ، خانواده  و جامعه  ارتباط  تنگاتنگی   برقرار است،  این  افکار  و    ذهنیت و آداب  رفتاری   ما  خود  به  خود  بر  اقتصاد  تاثیر  می  گذارد.
افکار مثبت همان اقتصاد سالم اسلامی می باشد.وامروزه که کشور در حال رشد و شکوفایی می باشد،ودر زمینه های مختلف توان خود را را به سطوح بالا می رساند که بتواند حرفی در جهان  برای گفتن داشته باشد.اینجا جای اقتصاد اسلامی  دین ما خالی است که با ید  همراه با دیگر پیشرفت ها گامی به سوی تغییرات  بردارد.
تا بتوانیم الگوی اقتصاد اسلامی را به تمامی جهان صادر کنیم.
امروزه با تحولات سریع درجهان و بخصوص کشورهای اسلامی  چه در منطقه وچه خارج از منطقه   که اتفاق می افتد، و موج سوم بیداری اسلامی در حال شکل گرفتن است باید بتوانیم از این زمان بهره وری نماییم و مفهوم انقلاب قرآنی را در تمام زمینه ها صادر کنیم.
که اقتصاد اسلامی یکی از ارکان اساسی می باشد،چرا که تمامی نظامهای اقتصادی  فاسدغیر اسلامی به بن  بست رسیده اند.
فرهنگ سازی:
 هرچند که به اندازه کافی فرهنگ سازی شده ،ولی چه بهتر که  با ارائه آموزش همگانی و برقراری سمینارهای مختلف در سطح کشور  ویا از طریق  برنامه سازی رسانه های جمعی این تفکر  را به سمت اجرایی کردن سوق بدهیم. دیگر خودمان را  آگاهانه  به خواب نزنیم و فرصت را غنیمت بشماریم و برای کشورهای اسلامی جهان پشتوانه محکمی باشیم. لفظ جهاد اقتصادی را از قالب شعار خارج کنید وبه سمت   اجرایی آن  جهاد گونه گام برداریم.
                                                                                                                                                          
در بخش های متفاوتی ما گامهای موثری برداشته ایم«قدرت دفاعی و نظامی،هوا و فضا،پزشکی...» اما هنوز در بخش کشاورزی  حرکت و مدیریتی «لاک پشتی» داریم،و باید در این زمینه با ایجاد یک برنامه ریزی و ایجاد گروهای پژوهشی در سطح کشور در خصوص مطالعه و درک نقاط قوت و ضعف ،وصد البته نه بطور فصلی و کوتاه مدت بلکه در یک برنامه کامل و بلند مدت که با حمایت دولت باشد گامهای موثری برداشته شود،که علاوه بر نیازهای داخلی جزء صادر کننده های برتر باشیم.
                                                                     


 


 


                              
نگاهی به کلام معلم شهید  استاد مطهری


خلاصه و کلاسه مطلب اینکه : اسلام طرفدار تقویت بنیه اقتصادی است اما نه به عنوان اینکه اقتصاد خود هدف است ، یا تنها هدف است ، بلکه به عنوان اینکه هدفهای اسلامی بدون اقتصاد سالم و نیروی‏ مستقل اقتصادی میسر نیست ، اما اسلام اقتصاد را یک رکن از ارکان حیات‏ اجتماعی می‏داند ، لهذا به خاطر اقتصاد به سایر ارکان ضربه و لطمه نمی‏زند . اسلام طرفدار این نظریه که سرچشمه درآمد ، تقاضاها و تمایلات است نیست‏ ، بلکه معتقد است باید تمایلات با مصالح عالی و همه جانبه بشریت تطبیق‏ بکند


دو نوع رابطه
روابط اقتصادی دو نوع است : روابط تکوینی و طبیعی ، و روابط اعتباری و قانونی ( و به عبارت دیگر دو نوع اقتصاد داریم : اقتصاد طبیعی و اقتصاد برنامه ای ) . روابط طبیعی عبارت است از یک سلسله روابط علی و معلولی‏ که خواه ناخواه در امور اقتصادی پیش می‏آید ، مثل روابط مربوط به عرضه و تقاضا و بهاء در اقتصاد آزاد و مبادله‏ای : تورم پول ، افزایش و کاهش قیمتها ، بیکاری ، بحران اقتصادی‏ ، سود ، ضرر ، مزد ، مالیات ، و امثال اینها ، اما روابط اعتباری و قراردادی عبارت است از قوانین مربوط به حقوق و مالکیتهای شخصی یا اشتراکی


علم اقتصاد
مطابق آنچه قبلا گفتیم ، ما دو نوع روابط اقتصادی داریم : روابط طبیعی و روابط اعتباری و قراردادی . از لحاظ روابط طبیعی ، علم اقتصاد ، علم به‏ قوانین طبیعت است آنچنان که هست ، یعنی یک علم نظری است ، ( 1 ) و اختلاف نظر در این علم از قبیل اختلاف نظر در علوم نظری است ، و البته‏ کمتر هم مورد اختلافخواهد بود ، ولی از لحاظ روابط اعتباری ، علم اقتصاد ، علم به روابط است آنچنان که باید باشد . از نظر دوم است که مسئله‏ عدالت و ظلم و خوب و بد و شایسته و ناشایسته به میان می‏آید ، و به‏ اصطلاح جنبه اخلاقی دارد . معمولا در کتب ، میان این دو قسمت تفکیک‏ نمی‏شود و همین جهت منشأ اشتباهات زیادی می‏گردد . علم اقتصاد به معنی‏ اول ، اصول و مبادئی دارد . هیچیک از قوانین و مقررات علم اقتصاد به‏ معنی دوم ، تأثیری در اول ندارد ، مگر آنگاه که به مرحله عمل و واقعیت‏ عینی بیاید ، زیرا مطلقا امور اعتباری از آن جهت که اعتباری هستند ، در امور عینی و واقعی تأثیر ندارند مگر بعد از آن که به مرحله عمل درآیند .
ولی قواعد و قوانین علم اقتصاد نظری در علم اقتصاد عملی مؤثر است . در کتاب " اصول علم اقتصاد " نوشین ص 5 می‏گوید :
پاورقی :
. 1 از این نظر نیز دو جنبه دارد ، از یک جنبه ، یک علم ساده توصیفی‏ است که فقط روابط علی و معلولی را توضیح می‏دهد ، و از جنبه دیگر ، فن‏ است که پیشنهادکننده ، است که بهترین روش اقتصادی از نظر خود ثروت ( نه از نظر اخلاق و حقوق و عدالت ) چیست . اختلاف مکاتب سوداگران و فیزیوکراتها و مردان مکتب کلاسیک از این نظر است . اما اختلاف نظر سرمایه داری و سوسیالیسم بیشتر از جنبه اخلاق و عدالت است . مسئله‏
رقابت که آیا خوب است یابد ، از جنبه فنی اقتصاد است .


 


(این مطلب ادامه خواهد داشت)
 

تاریخ ارسال: 1391/5/7
تعداد بازدید: 1057
ارسال نظر



تهران - خیابان انقلاب -روبروی پیچ شمیران - جنب دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز - ساختمان تنکابن - پلاک 352 - طبقه 6 - واحد 31
تلفن: +98 21 77513268 -77512236 -77613815 -09197371329
طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع