چكيده:
بيش از دودهه از طرح مبحث كاربردپذيري مي گذرد. مبحثي كه فصل مشترك موضوعهايي نظير «كيفيت در استعمال»، «طراحي انسان/ كاربرمدار»، «مميزي فرايندها و سيستم هاي نرم افزاري»، «طراحي وب» و غيره است.
مقاله حاضر سعي دارد تا با روشن كردن مفهوم كاربردپذيري، استانداردهاي آن را نيز مورد بررسي قرار داده و اهميت موضوع را به خواننده منتقل سازد و نشان دهد كه درحال حاضر يكي از مهمترين عوامل در طراحي محصولات جديد، كاربردپذيري و استانداردهاي مربوطه هستند.

مقدمه
در شرايطي كه مشتري گرايي و توجه به نيازهاي اول، شعار و هدف كليه سازمانها، نهادها و بنگاههاي كوچك و بزرگ اقتصادي گرديده، بديهي است كه به جهت تحقق آن، راهكارهايي ايجاد و در راه نزديك شدن به نيازهاي واقعي مشتريان و مصرف كنندگان توسعه يابند.
يكي ازاين دسته راهكارها – كه پيرامون ساده سازي استعمال محصولات و سيستم ها، و تطبيق هرچه بيشتر آنها با نيازها و احتياجات كاربران، مطرح و توسعه يافته – مبحث كاربردپذيري است كه همچنين به عنوان يكي از مهمترين مشخصه هاي كيفي محصولات مبتني بر نرم افزار نيز، باز شناخته مي شود. (1)
تعريفهاي زيادي از كاربردپذيري ارائه شده است. ازجمله استاندارد ايزو – 1429 آن را بدين صورت تعريف مي كند: اندازه وحدي كه يك محصول بتواند به وسيله كاربراني معين، جهت دستيابي به اهدافي خاص توأم با اثربخشي، كارايي و رضايتمندي، در يك زمينه مشخص از كاربرد، مورداستفاده قرار گيرد (2). اين تعريف كه علاوه بر اينكه افق گسترده كاربردپذيري را نشان مي دهد، براين امر تكيه دارد كه كاربردپذيري يك محصول، وابسته و مربوط است به زمينه استفاده و كاربردش (4). ياكوب نيلسن (1993)، تعريفي مختصرتر از كاربردپذيري ارائه كرده: قابليت يادگيري، كارايي، خطاها، به يادآوري و رضايتمندي. همچنين استاندارد ISO1926(ISO/IEC 2000B) نيز كاربردپذيري را به عنوان تركيبي از قابليت فهم، قابليت يادگيري، قابليت به كارانداختن و جذابيت تعريف مي كند (2). اما كاربردپذيري را در يك جمله مي توان گفت كه: كاربردپذيري عبارت است از ساده سازي استعمال محصولات و سيستم ها و تطبيق و سازگاركردن هرچه بيشتر آن با الزامات و نيازهاي كاربران.(1)
كاربردپذيري سه جنبه اساسي را دربر مي گيرد:
- اثربخشي: اينكه آيا كاربران مي توانند وظايف خود را به طوركامل، به انجام برسانند؟ آيا مي توانند با به كارگيري محصول، به اهداف خود – مثلا آنچه كه مي خواهند انجام دهند – دست يابند؟
- كارايي: اينكه براي انجام و تحقق اين امر – يعني انجام كار به وسيله محصول و دستيابي به اهداف – كاربران مي بايد چه اندازه كوشش كنند؟ (كه اغلب در واحد زمان نيز سنجيده مي شود)
- رضايتمندي: اينكه به تصور كاربران استفاده از سيستم يا محصول، تا چه حد سهل و آسان است؟ كه خود آميخته و تحت تاثير موارد زير هستند:
الف = كاربران: اينكه چه كسي محصول را مورداستفاده قرار مي دهد؛
ب – اهداف كاربران: آنچه كاربران با به كارگيري محصول سعي در انجام و تحقق آن دارند؛
ج – زمينه، وضعيت و موقعيت استفاده: اينكه كجا و چگونه محصول مورداستفاده قرار مي گيرد.

تاريخچه
باوجود دسترسي به دانش تــوسعه سيستم ها و محصولات كاربردپذير، كه طراحي كاربرمدار (USER-CENTERED DESIGN) نيز ناميده مي شود، متاسفانه بسياري از سيستم ها و محصولات متكي بر نرم افزار موجود، سطح ضعيفي از كاربردپذيري را ازخود نشان مي دهند. اما به هرحال، بهبود وضعيت كاربردپذيري و طراحي كاربردمدار، آنها را به چالشي در راه توسعه محصول بدل كرده است. تدوين چندين استاندارد بين المللي پيرامون موضوعهاي مرتبط، همراه با توسعه متدها، برگزاري كنفرانس ها و انتشار روزافزون مقالات و كتابها، همگي مؤيد اين امر و اهميت آن هستند. (2)
نگاهي گذرا به عناوين مقالات وكتابها، با عنايت به تاريخ انتشار آنها، بيانگر سير تاريخي و روند توسعه موضوعهاي مرتبط به مبحث كاربردپذيري است. مسئله ساده تعريف معيارهايي براي سادگي استعمال محصولات در اوايل دهه 80 ميلادي درقالب موضوعهايي نظير توسعه ميانجي هاي رايانه اي كاربردپذير و متدهاي ارزيابي كاربردپذيري نرم افزار توسعه يافت. تا اينكه به طرح موضوع مهندسي كاربردپذيري انجاميد.
اواخر دهه 80 و آغاز دهه 90، با تسري مقوله كاربردپذيري به دامنه وسيع تري از محصولات و سيستم ها، توأم گرديد. ضمن آنكه مباحث قبلي نيز تداوم يافته و شكل يكپارچه تري به خودگرفتند. مهندسي و مديريت كيفيت نرم افزار و كيفيت ازجمله ديگر عناوين مطرح در اين دوره بودند. آنچه كه مقدمتا مربوط به ميانجي هاي انسان – ماشين مي شد، بدانجا انجاميد كه كاربردپذيري بايد هدف طراحي سيستم ها و محصولات باشد. (3)

كاربردپذيري، منافع و موانع
در اين بخش درقالب چند موردكاوي مختصر به تبيين هرچه بيشتر مفهوم كاربردپذيري و برخي وجوه تمايز آن نسبت به موضوعهاي مشابه و نيز بررسي منافع و موانع توسعه آن خواهيم پرداخت.
1 – كاربردپذيري درعمل: در پاسخ به اين پرسش كه واقعا كاربردپذيري به چه معناست؟ پاسخهاي متنوعي ارائه شده است. اگرچه برخي كاربردپذيري را كيفيت در استعمال ناميده اند، ليكن كاربردپذيري تفاوت ظريفي با كيفيت دارد. در مقوله كيفيت، مشتري، محور مباحث قرار مي گيرد. حال آنكه كاربردپذيري بر تعامل كاربر با محصول تمركز دارد.
2 – جام جهاني 2002: اين موردكاوي بيانگر نقش كليدي طراحي كاربرمدار و كاربردپذيري طرح محصول، در موفقيت يا عدم موفقيت يك محصول و اثران آن، ازجمله تاثيرات اقتصادي و اجتماعي، است.
3 – فورد تاروس: براي بسياري از كساني كه به تاريخ صنعت خودروسازي علاقه مند هستند، نام «فورد تاروس» نامي آشناست. «تاروس» محصولي است كه تاريخ فورد جديد و موفقيتهايش بدان مديون است. محصولي طلايي كه اعتبار رو به افول فورد را مجددا احيا كرد.
در دهه 80 ميلادي، شركت فورد، به خاطر پافشاري بر روشهاي قديمي خود، در همه ابعاد زيربنايي، در آستانه بحران ورشكستگي قرار گرفته بود. مشتريان، فورد را توليدكننده محصولاتي مي دانستند كه علاوه بر اينكه از طرحهاي تكراري وكسل كننده اي برخوردارند، هر روز نياز به تعمير و رسيدگي پيدا مي كنند.
خوشبختانه تغيير زاويه نگرش مديران اين شركت و پيامد آن تغييرات گسترده در همه ابعاد مديريتي، فني، طراحي و...، در ارائه محصول جديد اين شركت – يعني فورد تاروس – تاكنون بارها و بارها و از زواياي مختلف بررسي و تحليل شده است. اما آنچه كه تاكنون، در كشور ما، درمورد اين محصول ناگفته مانده، انجام تست هاي كاربردپذيري و استفاده از تكنيك هاي كاربردپذيري در طراحي آن است.
4 – گوشي هاي همراه نوكيا: همانگونه كه ذكر شد، مقوله كاربردپذيري حول محور ميانجي هاي كاربر يك سيستم، شكل گرفته است و با تعامل ميان سيستم و كاربر ازطريق اين ميانجي سروكار دارد. گوشي هاي تلفن همراه ازجمله وسايل پيچيده اي هستندكه مفهوم سيستم تعاملي را به معناي تام دربردارند. شركت نوكيا ازجمله شركتهاي پيشرو در عرصه توليد گوشي هاي همراه است كه تقريبا از آغاز طرح موضوع كاربردپذيري با سير تحولات آن همراهي كرده و نقش مهمي را ايفا كرده است.
نسل اوليه گوشي هاي همراه، به مانند تلفن هاي معمولي، صرفا جهت ارضاي نياز به برقراري تماس تلفني، تحت شرايط در حركت بودن كاربر، طراحي و تهيه شده بودند. در اواخر دهه 90 كاركردهاي جديدي نظير تقويم، پيغام هاي نوشتاري، قابليت اتصال به اينترنت و ... به كاركرد گوشي ها افزوده شد. در ادامه نيز يك سري لوازم جانبي نظير قاب قابل تعويض و هدست با گوشي ها همراه گرديد.
گوشي هاي ساده اوليه به سوي تلفن هاي هوشمند چندمنظوره سوق گرفتند تا بتوانند به طور اثربخش نيازهاي متنوع كاربران را برطرف سازند. نهايتا اينكه امروزه، گوشي هاي همراه به يك سيستم ارتباطات شخصي بدل شده اند كه برقراري ارتباط بين انسانها با يكديگر و با سيستم هاي تعاملي ديگر را ميسر مي سازند. با عنايت به اين توسعه كاركردي، توجه به كاربردپذيري و ارزيابيهاي مربوط جزو لاينفك طراحي اين رده محصولات گشته است.
ازجمله جنبه هايي كه در تست هاي كاربردپذيري اين محصول مطرح هستند، مي توان به: يكپارچگي كاركردي، دسترس پذيري، سودمندي و سهولت خدمات مورداستفاده، آمادگي براي كاربرد، مطلع كنندگي، فايده مندي موادپشتيبان و قابليت به كارگيري بين‌المللي، اشاره كرد.

منافع كاربردپذيري و طراحي كاربرمدار
باعنايت به (ISO/IEC 1999)، كاربردپذيري منافعي چند را ارائه مي دهد كه مي توان از آن جمله به: افزايش بهره وري، ارتقاي كيفيت كاري، بهبود رضايت كاربران و كاهش در هزينه هاي آموزش و پشتيباني، اشاره كرد. كــاربردپذيري در طراحي سايت هاي وب، توسعه مناسبي يافته است. «مك چارتي» و «سوزا»، در اين باره مي گويند: اهداف كاربردپذيري، درواقع همان اهداف كسب و كار هستند. وب‌سايت هايي كه در استفاده دشوار هستند، موجب نااميدي و از دست دادن مشتريان مي شوند. سود وعايدي را متحمل زيان كرده و از اعتبارها مي كاهند. البته مجريان مي توانند يك خط مشي منظم را جهت بهبود جنبه هاي سهولت در استفاده، به كارگيرند: با بازبيني‌هاي كاربردپذيري جهت ارزيابي و تشخيص عيوب و كاستي ها و درك علل آنها شروع كرده، سپس مسائل درست تشخيص داده شده را در خلال فعاليتهاي طراحي كنش گرا، اصلاح كرده ونهايتا با تغيير و اصلاح فرايندهاي كسب وكار، كاربردپذيري را تثبيت و نگهداري كنند.(7)
منافع ناشي از به كارگيري متدهاي كاربردپذيري و طراحي كاربرمدار را مي توان براساس گروههاي مختلف ذي نفعان آن، دسته بندي كرد:
الف – منافع كاربردپذيري براي كسب وكارها:
- ارزان تر بودن- سريع تر بودن- ايمن تر بودن - افزايش فروش - برندگي رقابتي بيشتر
ب – منافع كاربردپذيري براي مديريت پروژه:
- بهبود مديريت ريسك - تسهيل برنامه ريزي - ارائه شواهدي از موفقيت در اسرع وقت
ج – منافع كاربردپذيري براي تيم طراحي:
- طراحي هاي دقيق تر - اثبات قابليت كار طرحها - ارائه تصويري دقيق از چگونگي كار كاربران - استرس كمتر در آزمون پذيرش كاربر - حذف تغييرات در آخرين لحظه
د – منافع كاربردپذيري براي تيم مستندسازي:
- آغاز بسيار زودتر مستندسازي - مستندسازي كمتر
ه = منافع كاربردپذيري براي گروه كاربران:
- كاهش زمانهاي انجام وظيفه - كاهش خطاهاي كاربري - كاهش زمان آموزش كاربران - كاهش تغيير و تحول كاركنان
ز – منافع كاربردپذيري براي تيم پشتيباني:
-خدمات پشتيباني و راهنمايي تلفــني اثربخش تر- كارآيي بهتر - مواد آمـوزشي كمتر-كاهش زمان آموزش براي تيم پشتيباني
ج – محاسبه و تحليل هزينه ها و منافع كاربردپذيري: حصول منافع مالي بستگي به چگونگي اجراي كامل طراحي كاربرمدار دارد. با موازنه هزينه ها و منافع مي توان نشان داد كه ارزش منافع حاصله، از هزينه فعاليتهاي طراحي كاربر مدار، به طور قابل توجهي بيشتر هستند. جهت محاسبه و تحليل هزينه – منفعت كاربردپذيري و طراحي مبتني بر كاربر بايد:
- صرفه جوييهاي بالقوه درخلال توسعه، فروش، استعمال و پشتيباني را تخمين زد.
- هزينه هايي را تخمين زد كه درخلال فعاليتهاي كاربرمدار تحميل خواهندشد. به كارگيري يك شيوه متمركز بر كاربر در طراحي هرگونه محصولي، مي تواند عملكرد پروژه هاي منفرد، همچنين وضعيت كل كسب و كار را به طور اساسي بهبود بخشد. (8)

منابع راهگشا در مقابله با موانع كاربردپذيري
چرا اغلب طراحي ها، هنوز كاربردپذيري را به عنوان يك هدف عمده دربرندارند؟ تغييرات بنيادين، به سادگي قابل دسترس نيستند و موانعي بر سر نيل به آنها وجود دارد. در ادامه با مرور برخي از اين موانع، راه حلهاي بالقوه اي را – كه از خلال تلاشهاي اخير در پروژه هاي اروپايي و استانداردهاي بين الملي درباره آنها ارائه گرديده، تشريح خواهيم كرد.(3)
الف – موانع توسعه طراحي كاربرمدار: ازجمله موانع گسترش كاربردتكنيك هاي كاربردپذيري و طراحي كاربرمدار مي توان به موانع متدولوژيك و روش شناختي ، عدم شناخت كامل الزامات و احتياجات ، موانع عملي ، و موانع تجاري اشاره كرد.
يكي از دلايل توسعه استاندارد ايزو- 13407، اين بوده است كه بسياري از فرآيندهاي جاري توسعه ، از شيوه هاي كاربرمدار استفاده نكرده و بنابراين، در لحاظ كردن بازخوردها ازكاربران و شناسايي تمامي نيازهاي آنها دچار اشتباه هستند . اين استاندارد ، راهنماييهاي معتبري را در چگونگي دستيابي به كاربردپذيري ـ از طريق دخيل كردن فعاليتهاي طراحي كاربرمدار در خلال چرخه عمر سيستم هاي تعاملي مبتني بر رايانه ـ ارايه مي دهد .
ب - موانع متدولوژيك و روش شناختي: اگر توسعه دهندگان سيستم ها بتوانند راه حلهاي خويش را با اهداف كلي تعريف شده تطبيق دهند ، دستيابي گسترده به دسترس پذيري و كاربرد پذيري بسيار ساده تر خواهد بود . اين امر نيازمند به كارگيري متدها ، تكنيك ها و ابزارهايي مناسب است ـ كه بتوانند كيفيت در استعمال را بهبود بخشند .
استانداردهاي بين المللي ايزو-14598 (1988) و ايزو- 9126(1999) با موضوع كيفيت نرم افزار منابع بيشتري را در اين باره ارايه مي‌دهند. مطابق تعريف ارايه شده از كاربردپذيري در استاندارد ايزو11-9241، هدف اصلي در توسعه سيستم ها، كيفيت است.
استاندارد ايزو 11 – 9241 تشريح مي كند كه چگونه كيفيت در استفاده مي تواند تشخيص داده شده و اندازه گيري گردد. و ايزو-13407 نيز بر فرايند طراحي كاربرمدار ـ كه جهت دستيابي به اهداف كاربردپذيري و كيفيت در استفاده لازم است ـ تصريح مي كند . [3]
ج - نقص در تشخيص احتياجات و الزامات: براي اينكه يك فرايند طراحي ، خط مشي و شيوه اي كاربرمدار را در شناسايي نيازمنديها و احتياجات ، اتخاذ كند ، بايد فعاليتهايي را دربرگيرد ـ كه بتوانند هم نيازمنديها و احتياجات كاربردپذيري را ، با استفاده از ظرفيتها و قابليتهاي گروه كاربران نهايي ، شناسايي كنند و هم نيازهاي دسترس پذيري كاربران با احتياجات خاص را .
شيوه ها و مشي هاي مرسوم و متداول جهت مهندسي نيازها و احتياجات ، متمركز است بر شناسايي احتياجات كاركردي و نيازمنديهاي وظيفه اي و اطمينان از اينكه محصول توسعه يافته، اين نيازمنديها و احتياجات را برآورده مي كند . ساير احتياجات غيركاركردي اهميت كمتري دارند . البته هنوز از ديدگاه كاربران، كيفيت در استعمال ، جهت اجراي موفق وظايف ، حياتي است .
د - موانع عملي : تعريف نشده بودن زمينه كاربرد: ويژگيهاي كاربران ، وظايف و محيط فيزيكي و سازماني تعريف كننده زمينه اي است كه در آن محصول به كار گرفته مي شود . جهت هدايت سريع تصميمات طراحي ، و به منظور ارايه مبنايي براي ارزيابيها ، درك و شناسايي جزييات اين زمينه ، مهم هستند .
ه - موانع تجاري: يك مانع عمده براي طراحي كاربردپذير ، مدنظر قراردادن هزينه هاي ناشي از فعاليتهاي متمركز بر كاربر است . اعم از هزينه هاي سخت افزاري و نرم افزاري ـ كه به منظور ارايه دسترس پذيري به طور گسترده لازم هستند . اگر چه نحوه محاسبه منافع اقتصادي پروژه هاي كاربردپذيري توسط بياس و مي هيو (1994) برشمرده شده اند . اما هنوز مقاومت گسترده اي در زمينه تكنيك ها و متدهاي مورد نياز ، جهت سازگاري و تطبيق باطراحي كاربر مدار وجود دارد .

نتيجه گيري
كاربردپذيري را مي توان ـ چنانكه گفته اند ـ اصلي ترين مشخصه كيفي محصولات و سيستم هاي مبتني بر نرم افزار دانست . چرا كه عمده تأكيد آن بر ساده سازي كاربري ميانجي هايي است كه پل ارتباطي انسان و سيستم هستند. اجراي كامل و بدون نقص فعاليتهاي طراحي متمركز بر كاربر و انجام ارزيابيها و تست هاي كاربردپذيري ، تأثير راهبردي شديدي بر پروژه هاي توسعه محصول دارد .
كاربري آسان يك سيستم يا محصول، ضامن بهره وري عملكرد و رضايتمندي كاربران و موفقيت آن است . اگرچه بسياري از محصولات و سيستم هايي كه امروزه به خدمت گرفته مي شوند ، همچنان به لحاظ كاربردپذيري دچار ضعفهاي عمده و جدي هستند ، اما افق حركتي برخي صنايع پيشرو ، نويد اقبالي گسترده به كاربردپذيري و طراحي كاربرمدار را مي دهد .
با توجه به اينكه كاربران يك سيستم مهمترين مشتريان آن هستند، استفاده از اصول كاربردپذيري و طراحي كاربرمدار ، در پروژه هاي توسعه ، نه تنها بسيار مفيد است ، بلكه در آينده اي نه چندان دور امري اجتناب ناپذير و ضروري خواهد بود . امروزه ديگر ، سازمانهاي پيشرو در طراحي و توسعه محصولات كاربردپذير ، از مميزي ظرفيت و قابليتشان در نهادينه كردن كاربردپذيري و طراحي كاربرمدار دم مي زنند.
با اين توصيف مي توان از كاربردپذيري و موضوعهاي وابسته به آن به عنوان يك مبحث كاربردي رو به رشد ياد كرد كه به تدريج در حال بازيافتن نقش كليدي خويش در طيف گسترده اي از محصولات و سيستم هاست . راه اندازي وب سايتي تحت اين عنوان ، و انتشار چندين استاندارد بين المللي در حواشي اين موضوع، طي سالهاي اخير ، در كنار برگزاري كنفرانس هاي سالانه و انتشار كتابها و مقالات ، جملگي مؤيد اين امر است.
از جمله موضوعهاي قابل پيگيري، بحث مميزي ظرفيت كاربردپذيري (UCA) است كه بويژه در استاندارد ايزو – 15504 مدنظر قرار گرفته است . ضمن آنكه برخي پروژه هاي اروپايي نيز بدان پرداخته اند. عنوان ديگر ، طراحي كاربر / انسان مدار است كه موضوع دو استاندارد بين المللي ايزو - 13407 و ايزو - 18529 گرديده و همچنان باب مطالعه و بررسي پيرامون آن باز است.

منابع:

[1] What is Usability?
at:http://www.usabilitynet.org/management/b_what.htm
[2]Jokela,T.(2001)Assessment of User-Centered Design Processes as a Basis for Improvement Action An Experimental Study in Industrial Settings. Department of Information Processing Science ,University of Oulu. Infotech Oulu,Finland . 2001.
[3]Bevan ,N.(1999),”Design for Usability” Proceeding of HCI International 1999,22-26 Aug , Munich.
[4]ISO 13407:1999(E) ,Human-Centered Design Processes for Interactive Systems.
[5]Sawyer,M . (1990) “ Automobile Usability Assessment ,”Psychology 531 Usability Project .
[6]Ketola ,P. and Roykkee ,M.(2000) , “The Three Facts of Usability in Mobile Handsets ,”Nokia ,Visiokatu 1,FIN –33720 Tampere , Finland.
[7]”Quotes,”at http://www.usabilitynet.org/management/c_quotes.htm
[8]Calculate the Benefits of Usability – for your Business ,” at :
http://www.usability.org/management/c_benefits.htm

تاریخ ارسال: 1391/5/11
تعداد بازدید: 1900
کلمات کلیدی
ارسال نظر



تهران - خیابان انقلاب -روبروی پیچ شمیران - جنب دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز - ساختمان تنکابن - پلاک 352 - طبقه 6 - واحد 31
تلفن: +98 21 77513268 -77512236 -77613815 -09197371329
طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع