الگوهاي نوظهور در سنجش پايداري توسعه


مولف/مترجم: سيدکيانوش کلانتر

موضوع: توسعه
سال انتشار(ميلادي): 2006
وضعيت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبير-سال هفدهم-شماره 178
تهيه و تنظيم: پايگاه مقالات مديريت www.SYSTEM.parsiblog.com

چکيده: در دنياي امروز هيچ چيز به اندازه خوشبختي نسل بشر اهميت ندارد. در چند دهه گذشته و قبل از آن، تنها، سرانه توليد ناخالص ملي بالا، نشانه کاميابي ملتها به حساب مي آمد. اما دغدغة توسعه در پارادايم جديد، خوشبختي چندجانبه نسل بشر است. مقاله پيش رو، ضمن معرفي الگوهاي نوظهور در مفاهيم توسعه به مرور مباني و لزوم توجه به پايداري توسعه (توسط ملتها و دولتها) مي پردازد.


مقدمه

مفهوم توسعة پايدار تاکنون به روشهاي گوناگون در قالب مفاهيم متنوعي استفاده شده است، اما محوري¬ترين ايده، مربوط به کميسيون جهاني توسعه و محيط زيست بوده که در 1987 تببين شده است. بر اساس اين تعريف، توسعه¬اي پايدار است که بتواند «احتياجات نسل حاضر را بدون فدا کردن توانايي نسلهاي آينده براي برآورده¬سازي نيازمندي¬هايشان تأمين کند.» (World Commision on Environment and Development, 1987). از آن هنگام اين بيان موجز و پرمحتوا به‌طور گسترده از سوي دولتها، نهادهاي بين¬المللي، سازمانها و شرکتهاي تجاري، مؤسسات علمي و دانشگاهي و گروههاي غيردولتي پذيرفته و به کار گرفته شده است (Gladwin, 1997).

براين اساس ¬به موازات آن که ارتباط ميان رشد اقتصادي و ابعاد اجتماعي و زيست¬محيطي توسعه بهتر درک مي¬شود، متخصصان و اقتصاددانان بر اين مهم هم¬نوا مي¬شوند که توجه يک¬جانبه به رشد اقتصادي، به نحو اجتناب¬ناپذيري توسعه را ناپايدار مي¬سازد، يعني نمي¬تواند براي مدت طولاني به همين سياق ادامه يابد. (Soubbotina, 2004).

دغدغة توسعه در پارادايم جديد، خوشبختي چندجانبه نسل بشر است. بر اين مبنا سرانه¬ توليد ناخالص ملي بالا لزوماً نشانه خوشبختي مردم يک جامعه نيست، چرا که معيارهاي ديگري نيز در اين بين تأثيرگذارند که توليد ناخالص ملي با رويکرد اقتصادي محض، آنها را پوشش نمي¬دهد. امروزه ادبيات توسعه با گذر از توجه صرف به سرمايه¬هاي فيزيکي، ديگر انواع سرمايه¬هاي تأثيرگذار در فرايند توسعه همانند سرمايه¬هاي طبيعي (شامل مواردي همچون: خدمات، کارکردها، فرايندها و منابع زايش¬پذير بيولوژيک در کنار منابع زميني زايش¬ناپذير نظير مواد معدني، سوختهاي فسيلي، آب¬هاي زيرزميني و ...)، سرمايه¬هاي انساني (شامل مواردي همچون: دانش، مهارت، سلامتي، تغذيه، ايمني، امنيت و انگيزه انسانها) و سرمايه¬هاي اجتماعي (شامل مواردي همچون: انسجام اجتماعي، اعتماد متقابل، تشخص فرهنگي، مشارکت¬پذيري و تشريک مساعي در امور، برابري فرصتها، آزادي تشکلهاي صنفي، نظم و ...) را نيز مورد توجه قرار داده است. (Gladwin et al., 1995, White, 2004)

اين نوشتار در ادامه، الگوهاي نوظهور در مفاهيم توسعه را معرفي و سپس مباني علمي الگوي راهبردي ارزيابي پايداري توسعه را تببين مي¬کند.

الگوهاي نوظهور در مفاهيم توسعه

پارادايم¬هاي جديد توسعه، معيارهاي اقتصادي را تنها، نمايندة بخشي از نيازهاي نسل بشر مي¬داند. براي مثال سازمان ملل متحد براي سنجش ميزان توسعه¬يافتگي کشورها، از الگويي با شاخص ترکيبي به نام "شاخص توسعه انساني" (Human development index) استفاده مي¬کند. اين الگو شامل يک ميانگين ساده از سه شاخص بيان¬کنندة موفقيتهاي يک کشور در بهداشت و سلامتي، آموزش و استانداردهاي زندگي است. بهداشت و سلامتي، با اميد به زندگي در هنگام تولد سنجيده مي¬شود. آموزش، دربرگيرنده سواد خواندن و نوشتن بزرگسالان جامعه و ميزان ثبت¬نام در مقاطع ابتدايي، متوسطه و عالي است و استانداردهاي زندگي نيز در قالب درآمد سرانه بر حسب قدرت خريد تعادلي بيان مي¬شود. (UNDP, 2005)

اهميت شاخص توسعه انساني در آن است که رتبه توسعه¬يافتگي کشورها در آن نتيجه متفاوتي را نسبت به شاخصهاي صرفاً اقتصادي (نظير توليد ناخالص ملي) به بار مي¬دهد. براي مثال، کشورهاي عربستان سعودي، تايلند، ويتنام، و گواتمالا با درآمد ملي سرانه متفاوت، داراي شاخص توسعه انساني تقريباً يکساني هستند. اما ويتنام بسيار بهتر از عربستان سعودي توانسته است منافع حاصل از درآمد اقتصادي خود را در قالب افزايش "کيفيت زندگي" مردم به‌کار بندد.

يکي ديگر از الگو¬هاي¬ ترکيبي براي سنجش توسعه در پارادايم جديد "الماس توسعه" (Development Diamonds) است که توسط بانک جهاني استفاده مي¬شود. اين الماس چهار شاخص اجتماعي و اقتصادي را در مورد هر کشور به تصوير مي¬کشد و ترکيب اين چهار شاخص را با مقدار متوسط آنها در کشورهاي همگروه درآمدي (کشورهاي کم¬درآمد، درآمد متوسط، و درآمدبالا) مقايسه مي¬کند.

اميد به زندگي در هنگام تولد، ثبت¬نام در مقاطع تحصيلي (مقدماتي يا متوسطه)، دسترسي به آب سالم، و درآمد سرانه، چهار شاخصي است که در هر يک از محورهاي الماس نشان داده مي¬شوند. شکل 1 يک نمونه الماس توسعه را براي دو کشور با درآمد متوسط يعني چين و بوتسوانا نشان مي¬دهد. مشخص است که بوتسوانا در شاخص درآمد سرانه، بسيار بالاتر از کشورهاي همگروه خود قرار گرفته، اما در شاخص دسترسي به آب سالم بسيار ضعيف عمل کرده است. اين واقعيت بار ديگر اهميت يک رويکرد متوازن به توسعه و ملاحظة ابعاد مختلف آن را يادآوري مي¬کند.

بر اساس چنين الگوهايي طرفداران توسعة پايدار پاسخگويي به نيازهاي آينده نسل بشر را، وابسته به تعقيب اهداف متوازن اجتماعي، اقتصادي و زيست¬محيطي در فراگرد توسعه مي¬دانند. ممکن است اين اهداف در کوتاه¬مدت با هم در تعارض به نظر برسند، اما در بلندمدت يکديگر را تقويت مي¬کنند. براي مثال به منظور پايدار ماندن رشد اقتصادي، اين رشد مي¬بايست بر حجم مشخصي از منابع و خدمات، نظير جذب آلودگي¬ها و بازتوليد منابع، متکي باشد و استفاده مسئولانه از منابع زيست¬محيطي سبب مي¬شود تا منابع لازم براي رشد اقتصادي کشورها باقي بماند و پايداري توسعه را در درازمدت رقم بزند.

بدين¬ترتيب توسعه¬اي پايدار تلقي مي¬شود که خواسته¬هاي ذي‌نفعان مختلفي را از نسل حاضر و نسلهاي آينده برآورده سازد و اين مهم را همزمان در سه حوزه اقتصادي، اجتماعي و زيست¬محيطي محقق کند (United Nations, 2006). اهداف توسعه پايدار را معمولاً در سه حوزة اقتصادي، اجتماعي و زيست¬محيطي دسته¬بندي و شاخصهايي را براي اندازه¬گيري توسعه¬يافتگي در اين جنبه¬ها تعريف مي¬کنند. حوزة اجتماعي، شاخصهايي را مورد توجه قرار مي¬دهد که در ارتباط مستقيم با انسان است و به عنوان تسهيل¬گر يا بازدارندة فرايند ارتقاي کيفيت زندگي مردم در جوامع عمل مي¬کند. حوزة اقتصاد، ناظر بر چگونگي توزيع و استفادة از منابع محدود مورد نياز براي ارتقاي زندگي مردم است و بالاخره حوزة زيست¬محيطي مربوط به منابع طبيعي زايش¬پذير و زايش¬ناپذيري است که فضاي عمل و زندگي انسان را تشکيل مي¬دهد.

اهداف اجتماعي، مسائلي نظير اشتغال کامل، آموزش، بهداشت، امنيت، مشارکت و... را دربر مي‌گيرد. در حوزه اهداف اقتصادي، رشد، کارايي، ثبات و... مهم تلقي مي‌شود و محيط‌زيست سالم، استفاده منطقي از منابع طبيعي و محافظت از آنها در حوزه اهداف زيست محيطي مي‌گنجد.





الگوي راهبردي اندازه¬گيري پايداري توسعه

الگوهاي اندازه¬گيري توسعة پايدار با در نظر داشتن مفاهيم معرفي¬شده در بخش قبل تلاش دارند تا رشد اقتصادي جوامع را در کنار وضعيت ارزشهاي زيست¬محيطي و خدمات اجتماعي جامعه بررسي کنند. در اين الگوها پايداري توسعه با ملاحظه پاسخگويي آن به نيازهاي حال و آينده نسلها، حفاظت و توسعة سرمايه¬هاي طبيعي و سرمايه¬هاي انساني و اجتماعي بررسي مي¬شود (Soubbotina, 2004).

بانک جهاني توسعة پايدار را "فرايند مديريت سبدي (Portfolio) از داراييها به منظور حفظ و اعتلاي فرصتهايي مي¬داند که مردم پيش رو دارند." بانک جهاني اين سبد را متشکل از سه دسته سرمايه¬ فيزيکي، طبيعي و انساني مي¬داند و بر اين اساس شاخصي به نام "ذخيره خالص تعديل¬شده" را براي اندازه¬گيري توسعه پايدار مطرح مي¬کند. نحوه محاسبه ذخيره خالص تعديل¬شده در شکل 2 نشان داده شده است. همانطور که مشخص است اين شاخص نرخ واقعي ذخيره را در يک اقتصاد پس از محاسبة ميزان کاهش يا افزايش سرمايه¬هاي فيزيکي، طبيعي و انساني مي¬سنجد (Bolt et al., 2002).

الگوي راهبردي توسعه پايدار بر اساس مفهوم ذخيرة خالص تعديل¬شده، پيشنهاد شده است (Gladwin, 2000). اين الگو، که در شکل 3 نشان داده شده است، سرمايه¬هاي طبيعي و اجتماعي را اولويت داده است و آنها را بيش از آن که در قالب جايگزين داراييهاي مصنوع بشر بنگرد، به عنوان مکمل آن فرض مي¬کند. چون بهره¬وري هر نوع سرمايه به وجود انواع ديگر وابسته است، پس هر گونه سرمايه معرفي¬شده در الگو مي¬بايست بطور مجزا سالم باقي بماند- به معناي ديگر برخلاف پيش¬فرض مهم اقتصاد نئوکلاسيک هيچ کدام از سرمايه¬ها نمي¬توانند جاي خالي ديگري را پر کنند- بدين¬ترتيب کارکرد سرمايه¬هاي مصنوع بشر (شامل: کالاهاي مصرفي و توليدي نظير کارخانه¬ها، ساختمانها، ماشين¬آلات، ابزار، فناوريها، زيرساختها، و ساير محصولات ساخت بشر) را مي¬بايست با ملاحظه تأثير آن بر چهار نوع سرمايه اصلي توانمندساز- يا محدودکننده–¬ نگريست:

1. سرمايه زيست‌محيطي (شامل خدمات، کارکردها، فرايندها و منابع زايش¬پذير طبيعي).

2. سرمايه مادي (شامل منابع طبيعي زايش¬ناپذير نظير مواد معدني، سوخت¬هاي فسيلي، آبهاي زيرزميني).

3. سرمايه انساني (شامل دانش، مهارت، سلامتي، تغذيه، ايمني، امنيت و انگيزه انسانها).

4. سرمايه اجتماعي (شامل جامعه مدني، انسجام اجتماعي، اعتماد متقابل، تشخص فرهنگي، هنجارهاي تبادل و معامله، برابري، توانمندسازي، آزادي تشکل و اتحاديه¬هاي صنفي، نظم و مواردي از اين دست که همکاري و تشريک مساعي براي دست‌يابي به منافع متقابل را در روابط اقتصادي و اجتماعي تسهيل مي¬کند).


نواحي چهارگانه الگوي راهبردي شکل3 نشان¬دهنده وضعيتهايي است که يک جامعه مي¬تواند در آن قرار داشته باشد. در ناحيه فقرزا رشد جامعه با نابود کردن منابع، اتلاف سرمايه¬هاي کنوني و نابود کردن سرمايه نسلهاي آينده صورت مي¬گيرد. سرمايه¬گذاري روي حفاظت يا جايگزيني منابع انجام نمي¬شود و سياستهاي جذاب اقتصادي براحتي بنيان ميراث بشر و روابط اجتماعي را تضعيف مي¬کند.

ناحيه طبيعت¬محور ناحيه¬اي است که در آن فعاليتهاي اقتصادي به سمت مطابقت با اصول طبيعي پيش مي¬رود، اما با ناديده گرفتن سرمايه¬هاي انساني و اجتماعي. در اين ناحيه نبود آلاينده¬ها- در اثر پيشرفتهاي فناوري- از بيکاري دهها هزار نفر مهمتر فرض مي¬شود و طبيعت¬گرايي افراطي، گاهي منجر به ايجاد تنشهاي اجتماعي مي¬شود. ناحيه¬سوم، ناحيه انسان¬محور است که درآن تمرکز تنها روي برطرف کردن نيازهاي انسان صورت مي¬گيرد و فعاليتهاي اقتصادي به سمت برطرف کردن نيازهاي بشر پيش مي¬رود و در اثر آن منابع طبيعي نسلهاي آينده به نابودي مي¬گرايد.

آخرين ناحيه مورد بررسي، ناحيه پايداري خطاب مي¬شود. در اين ناحيه پيشرفت اقتصادي و فناوري با در نظرگرفتن اصول طبيعي، بر منافع انسان متمرکز مي¬شود، منابع رشد اقتصادي با تکيه بر منابع نامحدود (نظير نور خورشيد، باد، جريان آب و مانند آنها) انتخاب مي¬شوند، استفاده از منابع زايش¬ناپذير با سرعتي کمتر از سرعت بازتوليد آنها يا نهايتاً با سرعتي معادل بازتوليد آنها صورت مي¬گيرد و عوامل انساني و اجتماعي مد نظر سرمايه¬گذاران و مديران فرايندهاي توسعه اقتصادي قرار مي¬گيرد.

ميزان پايداري توسعه در اين الگو، بسته به آن است که فعاليتهاي اقتصادي جامعه بنحوي سامان يابد که سرمايه¬هاي چهارگانه زيست‌محيطي، مادي، انساني و اجتماعي جامعه هدف توسعه، از سطح حداقلي مندرج در سبد توسعه پايدار (دايره وسط شبکه) فروتر نرود. بالندگي توسعه، زماني تداوم مي¬يابد که سرمايه¬گذاري و توسعه سرمايه¬هاي چهارگانه سبد، گسترش پيدا کند و جامعه هدف توسعه را در ناحيه شمال شرقي(ناحيه پايداري) شبکه قرار دهد.

جمع¬بندي

در اين نوشتار پارادايم¬هاي نوظهور توسعه مورد کنکاش قرار گرفت. بررسي مدل¬هاي کلاسيک توسعه که به صورت تک بعدي بر توسعه صرف اقتصادي تمرکز دارد، نشان مي¬دهد که اين مدل¬ها در عصري که در آن محيط¬زيست، جهاني بوده و پيوسته با آلودگيهاي ناشي از رويکردهاي سودامنشانه در فراگرد توسعه، همراه است چندان کاربردي ندارد. بکارگيري اين مدل¬ها که با ناديده انگاشتن ابعاد انساني، اجتماعي و زيست محيطي توسعه همراه است، پيامدهاي پويايي را ايجاد مي¬کند که در درازمدت، عوامل اصلي توسعه¬يافتگي به جاي آنکه به عنوان پيش¬ران در فرايند توسعه عمل کنند، در مقابل آن قرار مي¬گيرند. اين گونه توسعه¬ها را اصطلاحاً "ناپايدار" مي¬نامند.

مطالب آمده در اين نوشتار نشان مي¬دهد که مطلق نگري نسبت به گسترش سرمايه¬هاي فيزيکي که انسان را در کانون توجه انسان قرار مي¬دهد(انسان¬گرايي)، سبب کاهش سرمايه¬هاي طبيعي براي نسل¬ امروز و فرداي بشر مي¬شود. همچنين، يک¬جانبه نگري نسبت به محافظت و گسترش سرمايه¬هاي طبيعي که طبيعت را در کانون توجه انسان قرار مي¬دهد(طبيعت¬گرايي)، سبب کاهش سرمايه¬هاي انساني و اجتماعي براي نسل¬ امروز و فرداي بشر مي¬شود. بنابراين هر دو رويکرد انسان¬گرايي صرف و طبيعت¬گرايي محض، با تاخيرهاي زماني، سبب ايجاد ناپايداري در توسعه مي¬شوند.

عمق پيچيدگي پويا در فرايند توسعه زماني هويدا مي¬شود که رويکردهاي ياد شده از طريق توجه افراطي يا تفريطي به حفظ سرمايه¬هاي طبيعي يا گسترش سرمايه¬هاي فيزيکي، به تهي¬سازي سرمايه¬ها براي آيندگان منجرشود که در اين صورت اصطلاحا گفته مي‌شود توسعه فقرزا عمل کرده است. متوليان امر توسعه بايستي توجه داشته باشند در صورتي¬که ناپايداري توسعه از يک سطح آستانه¬اي فروتر رود بازگشت به عقب(بازگشت به پايداري) به هيچ وجه امکان¬پذير نيست. به عنوان مثال نگاه صرف اقتصادي به فرايند توسعه تهران سبب گسترش آلودگي هوا و بالا رفتن سطح آستانه پيچيدگي ترافيک اين شهر شده و اين امر نيز خود به پايين آمدن سطح آستانه ناپايداري توسعه در تهران بزرگ دامن زده است.

منابع

BOLT, K., MATETE, M. & CLEMENS, M. (2002) Manual for Calculating Adjusted Net Savings, Washington D.C., The World Bank Environment Department.
GLADWIN, T. N. (1997) Developing reputations for global sustainability. Stern Business 4, 28-31.
GLADWIN, T. N. (2000) A Call for Sustainable Development. Mastering Strategy. Harlow, Financial Times / Prentice Hall.
GLADWIN, T. N., KENNELLY, J. & KRAUSE, T. (1995) Shifting Paradigms for Sustainable Development: Implications for Management Theory and Research. Academy of Management Review, 20 (October), 874-907.
SOUBBOTINA, T. P. (2004) Beyond Economic Growth; An Introduction to sustainable Development, Washington, D.C., The World Bank.
THE WORLD BANK (2006a) What is Sustainable Development? Washington D.C., The World Bank Group.
THE WORLD BANK (2006b) Where is the Wealth of Nations? Measuring Capital for the 21st Century, Washington D.C., The World Bank Group.
THE WORLD BANK (2006c) World Development Indicators, Washington, D.C., The World Bank Group.
UNDP (2005) Human Development Report 2005;International cooperation at a crossroad, New York, United Nations Development Program.
UNITED NATOIONS (2006) Trends in Sustainable Development, New York, United Nations, Department of Economic and Social Affairs.
WHITE, C. (2004) Strategic Management, New York, Palgrave Macmillan.
WORLD COMMISION ON ENVIRONMENT AND DEVELOPMENT (1987) Our Common Future, Oxford, Oxford University Press.

تاریخ ارسال: 1390/12/10
تعداد بازدید: 904
ارسال نظر



تهران - خیابان انقلاب -روبروی پیچ شمیران - جنب دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز - ساختمان تنکابن - پلاک 352 - طبقه 6 - واحد 31
تلفن: +98 21 77513268 -77512236 -77613815 -09197371329
طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع