en

فرایند خلاقیت


در رویکردی عمومی،‌ نگاه به خلاقیت،‌ منظری توسعه مدارانه و جهت گیری اثربخش را به همراه دارد. خلاقیت از دیرباز عنصری تماماً ذاتی و نهادینه شده و تقریباً موروثی قلمداد شده ولی آنچه که امروز به عنوان نگرش خلاقانه،‌ طراحی خلاقانه،‌ استعداد خلاق و بیشتر از همه تفکر خلاق موسوم است،‌ پارادایمی فراتر از عنصری با رویکردی درونی است.

در رویکردی عمومی،‌ نگاه به خلاقیت،‌ منظری توسعه مدارانه و جهت گیری اثربخش را به همراه دارد. خلاقیت از دیرباز عنصری تماماً ذاتی و نهادینه شده و تقریباً موروثی قلمداد شده ولی آنچه که امروز به عنوان نگرش خلاقانه،‌ طراحی خلاقانه،‌ استعداد خلاق و بیشتر از همه تفکر خلاق موسوم است،‌ پارادایمی فراتر از عنصری با رویکردی درونی است. نگاه نوین به خلاقیت،‌ آن را آموزش محور و پرورش مدار می داند و تقویت و فعلیت آن را در چارچوب شئون فکری و حوزه های عملی ممکن می شمارد.

تعریف خلاقیت
کارشناسان،‌ خلاقیت را «توانایی نگاه جدید و متفاوت به یک موضوع» (ورتهایمر 1945) «فهم بهتر و سازماندهی شده» (کلی و راجرز 1965) «حدس زدن یا منظم کردن فرضیه ها» (تورنس 1965) «فهم ناخودآگاه و هدایت شونده به سوی بینش های جدید» «توردوریکاردز 1988) «تولید ایده های جدید و مفید» (آمیلی 1966) «تفکر جانبی در برابر تفکر عمودی» (ادوارد دوبونو 1966) «تفکر واگرا در برابر تفکر همگرا» (گیلفورد 1966) «معرفی پدیده ها یا روش های جدید و توانایی خلق کردن با نیروی تخیل» (گات لوییس 2000) «ارائه رهیافت های جدید و غیرمعمولی و اثربخش» (پاپالیا 1988) و «برقرار کردن ارتباطات جدید» (استنبرگ و اوهارا 1997) تعریف کرده اند.

در نگاه ما «خلاقیت برایند نیروهای تخیلی و تعقلی فرد است که با استفاده از دانسته های قبلی و کشفیات جدید،‌ قالب های ذهنی و محدودیت های فکری او را در هم می شکند و رهیافت هایی نو برای حل مسئله ارائه می دهد».

قوه تعقل و قوه تخیل انسان در دو سوی طیف ذهنی انسان قرار دارد و خلاقیت محصول پرورش متناسب و همگون این دو قوه است و چه بسا رشد ناهمگون یکی از این دو قوه انسان را به دام جمود فکری یا خیال پردازی و مالیخولیایی بیندازد.

خلاقیت بر دو پایه تصورات و تعقلات بنا نهاده شده است که برایند آنها منجر به تولید ایده های خلاقانه می شود و انسان های خلاق عموماً کسانی هستند که این دو قوه را به خوبی در وجودشان پرورش داده باشند و از برایند این دو در جهت مقاصد و اهداف خود استفاده کنند.

تصورات مؤثر در خلاقیت

تصورات مؤثر در خلاقیت،‌ عبارتند از:‌

- تصورات مثبت یا حدس زننده:‌ تصوراتی که ما از چیزهای لذت بخش و اتفاقاتی که دوست داریم برایمان بیفتد در ذهن می سازیم. مانند تصورات بصری که به ما امکان می دهد هر تصویر فکری دلخواه را در مغز به وجود آوریم.

- تصورات بازسازنده:‌ تصوراتی که ما را قادر می سازند تا تصویرهای گذشته را به طور غیر ارادی در مغز خود بازسازی کنیم.

- تصورات ساختاری:‌ حس ذاتی برای تجسم اشکال سه بعدی و توانایی غریزی برای ساختن تصویری واضح و سه بعدی در مغز از نقشه ای مسطح،‌ مانند قدرتی که هوانوردان را در فرود آوردن هواپیما به زمین در پروازهای بدون دید یاری می کند.

- تصورات جانشینی:‌ تصوراتی که به وسیله آنها می توانیم خود را به جای دیگران قرار داده و در غم ها و شادی های آنها شریک شویم.

- تصورات پیش بینی کنند:‌ تصوراتی که انسان را قادر می سازند تا در مورد آینده حدس زده و آن را پیش بینی کند.

فرایند خلاقیت
بعد از تعریف خلاقیت و درک چیستی آن،‌ می بایستی با فرایندی که برای دستیابی به راه حل های خلاقانه طی می شود،‌ آشنا شویم. فرایند حل خلاقانه مسائل،‌ دارای الگویی شش مرحله ای است.

1) مرحله اول:‌ حقیقت یابی
حقیقت یابی شامل گام های زیر است:‌
- تعریف مسئله:‌ در این مرحله فرد مسائلی را که باید حل کند شناسایی و انتخاب می کند.
- آماده سازی:‌ جمع آوری و گزینش داده های مربوط به موضوع که این داده ها شامل دانشی که از قبل در ذهن وجود داشته به علاوه دانش هایی است که جدیداً برای حل خلاق مسئله جمع آوری می کنیم.
نکته ای که در مورد جمع آوری داده ها باید مورد توجه قرار گیرد این است که جمع آوری اطلاعات در حجم زیاد و با شیوه ای نامناسب،‌ باعث عدم رشد خلاقیت می شود. جان لیتکس متخصص علوم تربیتی امریکا گفته است «اطلاعات ممکن است قدرت تصور را خفه کند» به همین دلیل،‌ روش صحیح جمع آوری داده ها باید مورد توجه قرار گیرد. لذا باید «به حقایق برجسته در زمینه مربوطه پرداخته و بعد شروع به تدبیر فرضیات ممکن کنیم سپس دوباره به مرحله ابتدایی برگشته و تمام حقایق موجود در آن زمینه را مورد بررسی قرار دهیم» (ریمون کیوی و لوک وان کامپنهود 1988).

2) مرحله دوم:‌ پالایش
داده های جمع آوری شده نیاز به پالایش و طبقه بندی اساسی دارد تا اطلاعات سره از ناسره را از هم جدا کرده و میان اندیشه ها و مطالب مناسب و بیهوده تفکیک قائل شویم و آنهایی را که به درد نمی خورند در سطل زباله ای بزرگ بریزیم.

3) مرحله سوم:‌ تجزیه و تحلیل
در این مرحله،‌ فرد در عمق اطلاعات دریافتنی به کنکاش و جست وجو می پردازد و مطابق با مسئله و هدفی که از حل مسئله دارد،‌ از اطلاعات استفاده می کند. البته بخشی از این تلاش به صورت ناآگاهانه بوده و ذهن به طور ناخودآگاه به پردازش اطلاعات در ذهن می پردازد که به آن «دوره کمون» (والاس 1926) نیز گفته می شود.

4) مرحله چهارم:‌ ایده یابی
در این مرحله،‌ به کمک داشته های ذهنی که در مراحل اول تا سوم طی فرایندهای ویژه ای جمع آوری و پردازش شده اند،‌ فرد شروع به تولید ایده های خلاقانه می کند که شامل گام های زیر است:‌
- ایجاد ایده ها:‌ تدبیر ایده های آزمایشی موقت به عنوان سرنخ های ممکن
- پروراندن ایده ها:‌ این مرحله با انتخاب مفیدترین ایده های حاصله و افزودن یا تغییر و ترکیب آنها که منجر به ایجاد ایده های جدیدتر و متکامل تر می شود انجام می پذیرد.

5) مرحله پنجم:‌ راه حل یابی
این مرحله شامل دو گام زیر است:‌
- ارزشیابی فرد:‌ فرد از این طریق بهترین ایده های تولید شده را انتخاب می کند.
- گزینش:‌ انتخاب راه حل نهایی از میان ایده های گزینش شده و پیاده سازی آن

6) مرحله ششم:‌ بازخوردگیری
این مرحله،‌ پس از پیاده سازی ایده هایی که در مرحله پنجم گزینش شد،‌ صورت می گیرد. با گرفتن بازخورد مناسب ضعف ها و کاستی های ایده ها مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از تجربیات عملی،‌ ایده ها متکامل تر و عملی تر می شوند.

طی این مراحل،‌ در مرحله اول تا سوم فرد با استفاده از نیروی تعقل به جمع آوری اطلاعات و بازپروری آنها می پردازد. در مرحله چهارم که اوج تعامل قوه تفکر و تخیل است و باید آن را هنگامه بروز جوانه های خلاقیت در ذهن آدمی دانست،‌ با استفاده از قدرت تصور و خیال پردازی و با کمک داده های پردازش یافته مراحل قبل،‌ ذهن موفق به ابداع ایده های درخشان می شود. در مرحله پنجم و ششم به کمک قوه داوری و قضاوت که خود از شئون تفکر است و پیشتر در مورد آن توضیح داده شد،‌ بهترین و عملی ترین راه ها را انتخاب و با گرفتن بازخورد مناسب به کمک تفکر علت و معلولی و قضاوتی،‌ یافته های ذهنی را به راه حل های عملی و کارامد تبدیل می کنیم.

ویژگی های افراد خلاق
افراد خلاق عموماً ویژگی های دارند که آنها را از سایر مردم متمایز می کند. این ویژگی ها که همان ظهور و بروز نیروهای تفکری و تخیلی انسان در منظر و دیدگاه دیگران و تحقق عملکردهای آنها در عالم خارج است،‌ عبارتند از:‌

- هوش:‌ افراد خلاق،‌ همواره به اندازه کافی از هوش برخوردارند. یعنی لزوماً انسان های دارای هوش بالا،‌ انسان های خلاقی نیستند. بلکه کسانی خلاق هستند که توانسته اند هوش خود را به نحو مطلوبی تربیت و سازماندهی کنند.

- سیالیت فکری:‌ از توانایی ایجاد سریع تعداد زیادی ایده برخوردار است.

- انعطاف پذیری ادراکی:‌ توانایی دست کشیدن از یک قاعده و قانون و چارچوب و یافتن چارچوب های جدید را دارند. به بیانی دیگر،‌ ذهن آنها بهتر و سریع تر می تواند قالب شکنی کند و به الگوهای جدید دست یابد.

- ابتکار:‌ توانایی و تمایل به ایجاد جواب های غیرمعمول و مرسوم را در واکنش به محرک های محیطی دارند. تنوع طلبی و بیزاری از انجام کارها به صورت روتین از دیگر خاصیت های این ویژگی است.

- استقلال رأی و داوری:‌ به خود متکی بودن و سنجش افکار و ایده ها بر مبنای منطق و استدلال به دور از وابستگی ها و غوغا سالاری ها و عدم تمایل به همرنگی با جماعت از دیگر ویژگی های این افراد است.

- اعتماد به نفس:‌ به توانایی خود اعتماد و باور دارند و تصویری واقعی از امکانات و حدود توانمندی های خود دارند.

- خطرپذیری:‌ از انتقاد و شکست ترسی ندارند و اشتباهات را فرصت هایی برای یادگیری تلقی می کنند.

- تمرکز ذهنی:‌ به طور فعال و پر تلاش،‌ هم از نظر ذهنی و هم از نظر عملی،‌ به ایده می پردازند.

- دانش:‌ افراد خلاق،‌ سال های زیادی را برای کسب دانش و تسلط بر موضوع مورد علاقه خود صرف می کنند و علاوه بر آن همواره در حال توسعه دائمی دانش وآگاهی خود هستند.

- پیشینه تاریخی:‌ افراد خلاق،‌ عموماً در زندگی دچار رخدادهای متنوعی بوده اند و بعضاً فقدان های بزرگی نظیر والدین یا امکانات مالی داشته اند. این فقدان ها عموماً موجب برانگیختن احساس نیاز شده و فرد را واداشته اند تا در جهت رفع نیاز خود به راه حل های خلاقانه بیندیشد.

- نیاز به کسب موفقیت:‌ افراد خلاق نیاز دارند در کسب هدف های خود،‌ به موفقیت هایی دست پیدا کنند. این نیاز منبعی قوی و دلگرم کننده برای تلاش مضاعف فرد در زمینه دستیابی به راه حل های تازه،‌ ریسک پذیری بیشتر و تمرکز قوی تر بر روی موضوع است.

موانع بروز خلاقیت
شاید اولین سؤالی که بعد مطرح شدن بحث خلاقیت و ویژگی های انسان های خلاق به وجود می آید،‌ این باشد که به رغم اینکه تقریباً تمام انسان ها دارای دو قوه تفکر و تعقل هستند،‌ چرا عده ای خلاق و سرشار از ایده های نو و بدیع هستند و گروهی دیگر بیابان لم یزرعی هستند خالی از هر گونه نسیمی که اندکی بوی تمایل برای کارهای جدید،‌ نو،‌ متنوع و متفاوت از گذشته را دارد؟ پاره ای از این دلایل عبارتند از (آبایی 1382):‌
- گمان اینکه مسئله تنها یک راه حل درست دارد
- سعی بر اینکه همیشه منطقی باشیم
- طاعت بی چون و چرا از قوانین
- ترس از ابهامات و علاقه به مشخص بودن همه چیز
- اصرار بر اینکه همیشه عملی فکر کنیم
- ترس از شکست و پرهیز از انجام کارهای مخاطره انگیز
- عدم تفریح و سرگرمی
- تخصص پیدا کردن تنها در یک کار
- ترس از احمق جلوه داده شدن توسط دیگران
- اعتقاد نداشتن به اینکه می توانیم خلاق باشیم

راه های پرورش خلاقیت
پیش تر گفته شد که خلاقیت،‌ برایند نیروهای تعقلی و تخیلی انسان است که قالب های ذهنی را می شکند و ایده های نوآورانه را به ذهن متبادر می سازد. بنابراین،‌ به خاطر پرورش خلاقیت باید کارهایی انجام دهیم که از طرفی دانش و تجربه ما را که به عنوان ماده خام خلاقیت هستند بالا ببرد و از طرف دیگر شیوه تفکر ما را اصلاح و هدایت کند و از سویی قدرت تخیل ما را بهبود بخشیده و امکان تصورسازی به ما بدهد.

می دانیم که خلاقیت نوعی تکاپوی فکری و ذهنی برای دست یابی به اندیشه های بدیع است. پس کارهایی که بتواند ذهن را در این راستا به تکاپو وا دارد و به ما فرصت اندیشیدن و تبلور آن را در جهان خارج بدهد،‌ موجب افزایش خلاقیت می شود.

- تجربه:‌
غنی ترین منبع سوخت و عاملی است که موجب می شود انسان بتواند ایده های خلاقانه ارائه بدهد.
تجربه را می توان از انجام کارهای متنوع و مخاطره انگیز،‌ مسافرت مخصوصاً با شرایط سخت و مصیبت بار و به مکان های دور افتاده،‌ تماس های شخصی با دیگران بویژه کودکان،‌ خواندن شرح حال افراد،‌ تماشا کردن تلویزیون،‌ گوش کردن رادیو و... به دست آورد.

- بازی های فکری:‌
حل معما،‌ جدول،‌ شطرنج،‌ کلمات متقاطع،‌ بیست سوالی ها،‌ بازی در هوای آزاد،‌ حل مسائل ریاضی بخصوص مسائل هندسه و احتمال که نوعی ورزش ذهنی هستند در تقویت قدرت تفکر موثرند.

 - کوشش زیاد:‌
آنچه موجب خلاقیت می شود،‌ لزوماً هوش و نبوغ فوق العاده نیست بلکه کوشش مضاعفی است که افراد خلاق انجام می دهند تا مغز را به تصور وا دارند. سخت کوشی و عادت کردن به کار و تلاش ما را در هنگام تولید ایده های خلاقانه یاری می کند.

- دانش:‌
بروز ایده های نو نیاز به دانش فراوان دارد. در حقیقت دانش ماده اولیه تصورسازی است توسعه دائمی دانش و اطلاعات وسیع در بروز ایده های خلاقانه نقش بی بدیلی دارند.

- روحیه پرسش گری:‌
تقویت روحیه پرسش گری و اینکه انسان از طرح سوال های به ظاهر کودکانه واهمه نداشته باشد و سوال های چالش برانگیز مطرح کند،‌ باعث پرورش کنجکاوی در انسان می شود و ساختارشکنی قالب های ذهنی را تسریع می کند.

پانوشت ها:‌
1) Lateral Thinking
2) Edward Debono


منابع


- «مقدمه ای بر علم خلاقیت شناسی بر دانش و نوآوری» سید مهدی گستان هاشمی،‌ جهاد دانشگاهی واحد صنعتی اصفهان،‌ چاپ اول تابستان 1382

- «هنر خلاقیت در صنعت و فن» اوژان فانژه،‌ حسن نعمتی،‌ انتشارات امیر کبیر چاپ اول 1364

- «خلاقیت و نوآوری در انسان ها و سازمان ها» تیمور آقافیشانی انتشارات ترمه چاپ اول 1377

- «پرورش استعداد همگانی،‌ ابداع و خلاقیت» الکس.اف. اسبورن،‌ حسن قاسم زاده،‌ انتشارات نیلوفر چاپ اول 1368

- «مبانی سازمان و مدیریت» علی رضائیان،‌ انتشارات سمت،‌ چاپ چهارم 1382

- ماهنامه صنعت خودرو

تاریخ ارسال: 1391/9/29
تاریخ بروزرسانی: 1401/6/19
تعداد بازدید: 8928
کلمات کلیدی
ارسال نظر

درخواست دمو

درخواست دمو