en

از بهره وری سبز تا مدیریت سبز


بهره وری سبز، به کارگیری تکنولوژی های مناسب و تکنیک های مدیریتی صحیح در راستای تولید کالاها و خدمات سازگار با محیط زیست و در جهت افزایش بهره وری و سوددهی است. در همین راستا بهره وری سبز از دو اصل بهره وری و محیط زیست حاصل شده است. اصل پاسخگویی زیست محیطی مسئولیت پذیری را ایجاد نموده است تا مسئولیت اصلاح خسارات وارده زیست محیطی بر گردن آلوده کننده باشد.

پاسخگویی، اصل راهنمایی است که به مسئولیت پذیری در قبال اقداماتی که در جهت توسعه صورت می گیرند، تاکید دارد. این اصل نیاز کسب و کار را به پاسخگو بودن در مقابل ذی نفعان مختلف، مقرر می دارد. واحدهای کاری به واسطه قانون، در مقابل قانون گذاران پاسخگو هستند. با این وجود، سایر ذی نفعان چون عرضه کنندگان، مشتریان، مصرف کنندگان و عموم مردم، به طور فزآینده خواهان پاسخگویی در مقابل اقدامات و تاثیراتی هستند که فعالیت های واحد کاری به جای می گذارد.

اصل پاسخگویی در قبال محیط زیست و جامعه از یک سو از سازمان آلوده کننده می خواهد که نسبت به آلودگی ایجاد شده احساس مسئولیت کند و همچنین جلوگیری از منشا آلودگی را با رویکرد آینده گرا مورد حمایت قرار می دهد.

این روش، نوعا در موقعیت هایی قابلیت به کارگیری دارد، که تاثیر یک واقعه، طولانی مدت و غیر قابل برگشت است. پیشگیری از آلودگی، تولید پاکتر و کاهش منابع ورودی سازمان، اصل دیگر بهره وری سبز، اصل بهره وری و سوددهی است. در این اصل، منافع در شرایط رقابت پذیر و مورد نظر است. همگی براساس اصل حفاظت از محیط زیست بنا شده اند. در رویکرد بهره وری سبز، سوددهی پایه و اساس هر کسب و کاری است، اما سوددهی از طریق صرفه جویی در مواد اولیه مورد تاکید قرار می گیرد. این امر با تمرین اثربخشی منابع، بهره وری، کیفیت و فروش، ارتقاء یافته و محقق می گردد. (Green Productivity) (GP) اهمیت این اصل را تصدیق می کند که فعالیت های اقتصادی به هر شکلی که باشند، بایستی پایدار و سودده باشند. منافع رقابتی که خواهان جایگاهی در بازار و حفظ آن است جز الزامات کسب و کار است. اما این اصل، رقابت در قیمت گذاری، کیفیت و دوستی با محیط زیست را مورد حمایت قرار می دهد.

بهره وری سبز همبستگی و یکپارچگی ارتقای بهره وری با رویکرد محیط زیست را با ایجاد فرصت های شغلی جدیدی خلق خواهند نمود تا منافع رقابتی را در بازاری که تمرکز آن بر کیفیت است، تامین می کند. مدیریت در دو سطح دارای اهمیت است. یکی تعهد مدیریت ارشد است زیرا اوست که برای سازمان، اولویتها را مشخص می کند، منابع را اختصاص می دهد و کارکنان را دارای انگیزه و تشویق می کند. پیش شرط آن که GP با موفقیت در کسب و کار پذیرفته شود، تعهد مدیریت ارشد نسبت به پذیرش این رویکرد سبز است. سطح دوم، مشارکت کارکنان از اعمال GP است. بدون مشارکت و تعهد کارکنان صنف، اجرای موثر GP ممکن نخواهد بود.

هدف GP تضمین حفاظت از محیط زیست و در عین حال، سودده نمودن کسب و کار است. نه حفظ محیط زیست توسعه هیچ یک، نمی توانند به قیمت از دست دادن دیگری محقق گردند.

GP تصدیق می کند که محیط زیست و توسعه، دو روی یک سکه اند. با بسط این شناخت، مفهوم GP نشان می دهد که برای آن که هر استراتژی توسعه ای پایدار باشد، نیاز به تمرکز بر کیفیت، سوددهی و محیط زیست – که تمرکز سه گانه GP خوانده می شود – وجود دارد.

کیفیت به کمک صدای مشتری، هم در مورد کالاها و هم در مورد خدمات القا می شود. محیط بر روی تضمین کیفیت از طریق افزایش مصرف مواد جدیدتر و ایمن تر، افزایش فرآیند گرایی و اثربخشی تولید و بهبود شرایط کاری، شکل می گیرد.

هدف محیط همچنین این است که عملکرد و ارزش بیشتری را از طریق مصرف کمتر منابع شامل انرژی و ایجاد ضایعات کمتر، در اختیار مصرف کننده گذارد. خصوصا فعالیتها و به استفاده موثرتر و دائمی تر مواد و انرژی منجر می گردد. (بازده بیشتر با ورودی کمتر)

این امر، هم در مورد محیط زیست و هم در مورد کسب و کار، منطقی به نظر می رسد. چون منابع طبیعی حفاظت شده اند و به موجب آن، تخریب محیط زیست کاهش می یابد. کاهش تعداد مواد و انرژی مورد استفاده برای تولید کالاها و خدمات یا عرضه آنها، می تواند مستقیما از هزینه کسب و کار کاسته و به موجب آن سوددهی تضمین می گردد. صرفه جویی ها ممکن است ناشی از تولید کمتر، بنابراین، GP در جهت دستیابی به سطح بهره وری بالاتر برای برآوردن نیازهای جامعه و حفاظت و توسعه محیط زیست، هم در منطقه و هم در جهان با تمرکز بر کیفیت، محیط و بهره وری تلاش می کند. هزینه های زباله کمتر و یا تعهدات زیست محیطی بالقوه باشد.

تاریخ ارسال: 1391/9/29
تاریخ بروزرسانی: 1401/6/20
تعداد بازدید: 5407
کلمات کلیدی
ارسال نظر

درخواست دمو

درخواست دمو