en
فرآیند شكل گیری سیستمهای ERP

فرآیند شكل گیری سیستم های ERP

همانگونه كه می دانیم واژه عملیات برای توصیف همه فعالیتهایی كه در رابطه مستقیم با تولید كالا و خدمات انجام می شود، بكار می رود و مدیریت عملیات نیز فرآیند تولید كالا و خدمات را مدیریت كرده و ارزش ایجاد شده را به مشتریان منتقل می كند. بطور كلی فرآیندهای اصلی موجود در یك سازمان را میتوان به پنج گروه اصلی تقسیم بندی كرد كه عبارتند از:

  • فرآیند توسعه: از پیدایش یك ایده برای تولید محصول یا خدمتی جدید آغاز و تا مرحله نمونه سازی آن محصول ادامه می یابد.
  • آماده سازی تسهیلات: این مرحله از نمونه سازی محصول یا خدمت جدید تا تكمیل مراحل طراحی، ساخت و اجرا و تست محصول تولیدی را شامل می شود.
  • فروش: شامل مطالعه بازار و نیازهای آن تا دریافت یك سفارش از مشتری می باشد.
  • انجام سفارش: از مرحله دریافت یك سفارش تا تحویل كالا و خدمت درخواست شده به مشتری و پرداخت مبلغ سفارش توسط مشتری را در بر می گیرد.
  • خدمات: از درخواست مشتری برای خدمات بعد از فروش تا رفع مشكل و راضی نگهداشتن مشتری طی دوره استفاده از محصول را شامل می شود.

بر اساس این نگرش نقش جدیدی از مدیریت تولید و عملیات ظهور پیدا می كند كه مدیریت فرآیند انجام سفارش از زمان دریافت سفارش از مشتری تا زمان تحویل كالا و خدمات درخواستی به مشتری و كسب رضایت وی را در بر می گیرد. این فرآیند، فرآیندی یكپارچه است كه حوزه های مختلف سازمان از جمله بازاریابی (ارتباط با مشتریان نرم افزار crm)، خرید (ارتباط با تامین كنندگان و پیمانكاران) و عملیات سنتی تولید (مدیریت منابع لازم برای تولید واقعی محصول یا خدمت) را شامل می شود. این فرآیند از پویایی بسیار بالایی برخوردار است، زیرا سفارشات مشتریان هر لحظه و در مورد هر تركیبی از محصولات تولیدی ممكن است از راه برسد. از سوی دیگر این سفارشات بدلیل عدم اطمینان و تغییراتی كه در طول زمان در فرآیند دریافت مواد اولیه لازم از تامین كنندگان رخ می دهد، ممكن است با تغییراتی مواجه شود. بنابراین این نقش كه در ادبیات مدیریت تولید و عملیات تحت عنوان مدیریت سفارشات و تولید یكپارچه مطرح می گردد، بسیار مهم و حیاتی به شمار می رود.

 در بیان اهمیت مدیریت سفارشات و تولید یكپارچه باید گفت محیط دائما متغییر امروزی، كه در آن چرخه عمر محصولات بسیار كوتاه بوده و رقابت جهانی نیز بسیار شدت گرفته است، سازمان ها را مجبور می كند كه برای بقا و دوام خود در این محیط سیاستها، استراتژیها و سیستم های اطلاعاتی لازم و مناسب را بكار گیرند. در برخی از صنایع مدلهای جدید محصولات حتی هر یك یا دو سال یكبار وارد بازار می شوند و از سوی دیگر تكنولوژی و نیازهای مشتریان نیز دائما در حال تغییر می باشد. بنابراین در چنین بازارهایی انعطاف، كیفیت، قیمت و زمان ابعاد كلیدی و اصلی هستند كه موجبات دستیابی یك سازمان به موفقیت و بقا را فراهم می كنند.

برای برخورد موثر با چنین شرایطی رویكردهای مدیریتی جدیدی درطول زمان توسعه یافته و بكارگرفته شده اند كه این روشها در ادامه بطور گذرا مورد بررسی قرار می گیرند:

  • فرآیند مهندسی همزمان: در فرآیند توسعه محصول، سازمان ها با توسعه محصولات جدید، نیاز دائما متغییر مشتریان را در زمان كوتاه و با بكارگیری فرآیند مهندسی همزمان كه یك رویكرد پویا و یكپارچه در توسعه محصول جدید می باشد، برآورده می كنند. این شیوه رویكردی پویا، منسجم و مبتنی بر تیمهای توسعه محصول جدید و شامل متخصصانی از حوزه های مختلف سازمان از قبیل بازاریابی (آگاه به نیاز مشتریان و سطح انتظارات آنان)، مهندسان و طراحان (آگاهی از چگونگی تبدیل نیازهای مشتریان به برنامه ها و رویه های تولید محصول)، متخصصان عملیات و نگهداری (آگاه به چگونگی توسعه یك محصول با كیفیت و موثر از نظر هزینه) و غیره می باشند كه با اهداف مشترك، موجبات توسعه یك محصول جدید را فراهم می آورند. چنین رویكردی را میتوان در مورد فرآیند ارضای سفارش و نیاز مشتریان بكار گرفت بطوریكه با یك عكس العمل سریع نسبت به بازار، با زمان تاخیر بسیار كوتاه و جریان نقدینگی بهبود یافته در سازمان بتوان این وظیفه را انجام داد.
  • تولید بهنگام: استراتژی دیگر سازمان ها برای مواجهه با این محیط جدید، پذیرش فلسفه هایی از جمله تولید بهنگام است كه مبتنی بر موجودی در جریان با حجم كم، آموزش كاركنان برای دستیابی به انعطاف نیروی كار و انعطاف بالای ماشین ها و تجهیزات برای تغییر از یك محصول به محصول دیگر در زمان بسیار كم می باشد. اما این روش در همه سازمانها و صنایع نمیتواند موفق عمل كند و موفقیت آن بستگی به نوع صنعت، تكنولوژی مورد استفاده و رقابت موجود در بازار خواهد داشت.
  • روش مورد استفاده دیگر در بهبود فرآیند انعطاف پذیری عملیات، مبتنی بر اصل پارتو میباشد كه بر اساس آن فقط تعداد محدودی از منابع در سازمان های تولیدی دارای ظرفیت محدود و در نتیجه انعطاف كم می باشند. بنابراین مدیریت باید بر روی منابع محدود و نقاط گلوگاهی تمركز كند و ظرفیت موجود را به بهترین روش برای حداكثركردن عملكردكل سازمان بكارگیرد. این رویكرد بعدها با عنوان "تئوری محدودیتها" توسعه یافت.
  • رویكرد دیگر، تقسیم سازمان های تولیدی بصورت تعدادی سلول بود كه هر یك از این سلولها در تولید تعداد محدودی از محصولات مشابه تخصص داشتند. این روش تحت عنوان تكنولوژی گروهی (GT) شناخته می شود و مبتنی بر این فرضیه است كه میتوان با مدیریت یك واحد عملیاتی كوچكتر، عملكرد بهتری را بدست آورد. در این روش همه تجهیزات و نیروی انسانی مورد نیاز برای انجام فرآیند انجام سفارشات مشتریان را در یك محل منتقل می كنند تا محصولاتی از یك خانواده را تولید كنند. مشكل ایجاد شده در این روش انتقال تجهیزات و سخت افزار مورد نیاز به یك محل مشخص و جابجایی مجدد آنها هنگامی كه خانواده محصولات تغییر می كند، می باشد.
  • روشهای دیگری همچون تولید چابك،CONWIP  ، تولید همزمان و... نیز در ادبیات موضوع مورد بحث قرار گرفته است كه بطور كلی همه این روشها گامی بسوی انسجام و همزمانی فرآیند برآوردن سفارشات مشتریان می باشد.

همزمان باتوسعه این رویكردهای مدیریتی، سیستمهای اطلاعاتی كه بتواند این رویكردهای جدید را پشتیبانی نماید نیز توسعه می یافت. سیستمهای پردازش مبادلات اولیه  به شكل سیستمهای MRP رشد یافت كه برنامه ریزی و كنترل تولید را مورد پشتیبانی قرار می داد.

 

تاریخ ارسال: 1396/3/30
تاریخ بروزرسانی: 1396/12/21
تعداد بازدید: 722
ارسال نظر

درخواست دمو

درخواست دمو