en

کارآفرینی: مفاهیم، ضرورت و مهارت ها



خلاصه: كار آفرینی مفهومی است كه همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروری بر ادبیات كارآفرینی نشان می‌دهد كه مفهوم كارآفرینی برای اولین بار توسط اقتصاددانان مطرح شد.

كارآفرینی، كانون و مركز ثقل كار و تلاش و پیشرفت در عصر مدرنیته تلقی شده و به عنوان عامل كلیدی رشد و موتور محرک توسعه اقتصادی شناخته شده است. ما بدون توجه كافی به مقوله «توسعه فرهنگ كارآفرینی و آموزش آن » نمی‌توانیم به شاخص‌های رشد و توسعه كه از طریق تغییر در روند تولید،‌ بهره‌وری و افزایش توان فنی و صنعتی در عرصه اقتصاد حاصل می‌شود، دست یابیم.


متن کامل:

چکیده كار آفرینی مفهومی است كه همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروری بر ادبیات كارآفرینی نشان می‌دهد كه مفهوم كارآفرینی برای اولین بار توسط اقتصاددانان مطرح شد.

كارآفرینی، كانون و مركز ثقل كار و تلاش و پیشرفت در عصر مدرنیته تلقی شده و به عنوان عامل كلیدی رشد و موتور محرک توسعه اقتصادی شناخته شده است. ما بدون توجه كافی به مقوله «توسعه فرهنگ كارآفرینی و آموزش آن » نمی‌توانیم به شاخص‌های رشد و توسعه كه از طریق تغییر در روند تولید،‌ بهره‌وری و افزایش توان فنی و صنعتی در عرصه اقتصاد حاصل می‌شود، دست یابیم.

کارآفرین فردی است که فرصتها را به حداکثر می رساند وكارآفرینی عامل اصلی ایجاد خلاقیت و نوآوری است که فرایند ایجاد ارزش از راه تشكیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره‌گیری از این فرصت‌ها است. مفاهیم خلاقیت، ریسک، و نوآوری در کارآفرینی از ضروریاتی است که هم در شروع تولید کالاها و فعالیتهای کارآفرینانه،و هم در انتقال موفقیت‌آمیز شرکت به بازارهای جهانی مؤثرند .بنا براین كامیابی ازآن جوامع و سازمانهایی است كه بین منابع كمیاب و قابلیتهای مدیریتی و كارآفرینی منابع انسانی خود، رابطه معنی داری برقرار سازند.

مقاله حاضر با هدف شناخت مفهوم کارآفرینی، اصول، تعاریف، ضرورت و اهمیت و مهارتهای لازم می باشد تنظیم شده است. 

واژگان کلیدی: کارآفرینی، کارآفرین، مهارتهای کارآفرینی، نقشهای کارآفرینی مقدمه امروزه كه كار و فعالیت شكل تازه ای به خود گرفته و به سوی خودكارفرمایی و خوداشتغالی در حركت است. كارآفرینی و كارآفرینان نقش كلیدی در روند توسعه و پیشرفت اقتصادی جوامع مختلف ایفا می كنند. باید توجه داشت كه كارآفرینان تنها به ایجاد فرصتهای شغلی جدید نمی پردازند بلكه با ساختار، تفكر، تحرك و فرهنگ لازم دست به تخریب خلاق می زنند تا از دل ویرانه های كهن بنای رفیع آبادانی و پیشرفت را برافرازند شومپیتر 1994)

در جهان كنونی سیستم اقتصادی سرعت زیادی به خود گرفته است و شركتهایی كه نتوانند پابه پای آن حركت كنند به سرنوشتی جز نابودی نخواهند داشت. افراد خلاق، نوآور و مبتكر به عنوان كارآفرینان منشا تحولات بزرگی در زمینه های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند و از آنها نیز به عنوان قهرمانان ملی یاد می شود. چرخهای توسعه اقتصادی همــــواره با توسعه كارآفرینی به حركت درمی آید.

افرادی مثل گلگیت، فورد، گتی، و راکفلر به خاطر فعالیتهای کار آفرینی خود، ثروت هنگفتی به دست آورده اند.

به غیر از اجر مادی، پاداشهای معنوی به دست آوردن چیزی از هیچ، برای آنها بسیار مهم است. برای اکثر انها ارزش پاداشها ی معنوی بسیار بالاتر از ارزشها ی مادی است ( سالاز ملیتو و همکاران، 1380 ص 33)

اهمیت و ضرورت کار آفرینی کارآفرینی بعنوان سمبل و نماد تلاش و موفقیت در امور تجاری بوده و کارآفرینان پیشگامان موفقیتهای تجاری در جامعه هستند. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد علت توسعه ی کشور هایی همچون آمریکا، ژاپن و آلمان که از نظر صنعتی توسعه یافته اند، کار آفرینی است.

کار آفرینی هم اکنون به عنوان یک حرفه ظهور کرده است و همانند دیگر حرفه ها باید توسعه یابد و از طریق برنامه های آموزشی و دانشگاهی خاص مبتنی بر مطالعات رفتاری و تجربی، پرورش پیدا کند. پارسون و اسملسر، کار آفرینی را یکی از دو شرط ضروری توسعه ی اقتصادی می دانند. ( شرط ضروری دیگر به نظر آنان عبارت است از خروجی افزوده ی سرمایه ). شومپیتر نیز به علت نقش کا آفرینی در ایجاد نو آوری، آن را محور کلیدی توسعه ی اقتصادی تلقی می کند. (احمد پور و مقیمی، 1385، ص49).

در اهمیت و ضرورت كارآفرینی همین بس كه بین سالهای (1980 - 1960) در هند تنها 500 موسسه كارآفرینی شروع به كار كرده اند و حتی بسیاری از شركتهای بزرگ جهانی برای حل مشكلات خود به كارآفرینان روی آورده اند. آماری از کشور امریکا در دست است که اشاره دارد؛ بیش از 69% از اختراعات و نوآوری ها توسط کار آفرینان واحد های صنعتی کوچک و متوسط انجام شده است ( شاه حسینی ، 1383،ص 74).

سیر تکاملی کارآفرینی كارآفرینی، واژه ای است كه از معنی كلمه اش نمی توان به مفهوم واقعی آن پی برد. این واژه به جای كلمه«ENTERPRENEURSHIP » به كار می رود كه در اصل از كلمه فرانسوی «ENTERPRENDER » به معنای متعهدشدن  نشأت گرفته است.

بهتر است به جای واژه‌های كارآفرینی و كارآفرینان، واژه‌های ارزش‌آفرینی و ارزش‌آفرینان به كار گرفته شود. "جان باتیست سی" اشراف زاده و صنعتگر فرانسوی در سال (1803) در اثر خود تحت عنوان "پرسش و پاسخ در اقتصاد سیاسی" درباره کارآفرین می نویسد: "کارآفرین عاملی است که تمامی ابزار تولید را ترکیب می کند و مسئولیت ارزش تولیدات، بازیافت کل سرمایه ای را که بکار می گیرد، ارزش دستمزدها، بهره و اجاره ای که می پردازد و همچنین سود حاصل را بر عهده می گیرد" .

وی اولین کسی بود که بر نقش حیاتی کارآفرینان در بسیج منابع اقتصادی بر اساس اصول بهره وری تاکید کرد. (احمدپور، 1376 ، 46 صنعتی و عوامل اصلی تولید خواند . "آلفرد مارشال" (1891)

در اثر خود تحت عنوان "اصول علم اقتصاد" تغییر وضعیت را که ویژگی ذاتی کسب و کارهای بزرگ و دارای مدیریت مستقل تلقی می شد ، درک کرده بود . وی معتقد بود آن صفات عمومی که ویژگی دست اندرکاران کسب و کارهای جدید است، باعث گسترش ابعاد کسب و کار می شود . اما پیشینه مفهوم كارآفرینی در دانش امـــروزی به دویست سال پیش برمی گردد. اولین كسی كه این مسئله را مطرح كرد فردی به نام ریچارد كانتیلون (1730) بود تعریف کارآفرینی و کارآفرین مفهوم کارآفرین و کارآفرینی از دیدگاه اقتصاددانان، روانشناسان، تاجران و سیاستمداران متفاوت است.

اقتصاد دانان نخستین كسانی بودند كه در نظریه های اقتصادی خود به تشریح كارآفرین و كارآفرینی پرداختند. "ریچارد کانتیلون" (1730) که ابداع کننده واژه کارآفرینی است، کارآفرین را فردی ریسک پذیر می داند که کالا را با قیمت معلوم خریداری می کند و با قیمت نامعلوم می فروشد. " ژوزف شومپترز" اقتصاددانان آلمانی و پدر كارآفرینی، در سال 1934 كار -آفرینی را این گونه تعریف كرد: «هر فرایندی در شركت كه منجر به كالای جدید، ایجاد روش جدید، بازار جدید و منابع جدید می شود ،می گوییم كار آفرینی رخ داده است».

كارآفرینی عامل اصلی ایجاد خلاقیت و نوآوری است و كارآفرینی عبارت است از فرایند ایجاد ارزش از راه تشكیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره‌گیری از فرصت‌ها (احمدپور داریانی 1999) کارآفرینی یک فعالیت هدفمند برای ایجاد، نگهداری و توسعه ی تجارتهای سودآور است.

کارآفرین فرصتها را به حداکثر می رساند .( Drucker. 1964) کارآفرینان آخرین مدعیان کنترل عملیاتی سازمان هستند. "هوشلیتز" (1951) معتقد است: "اگر نظریه پردازان مکتب سرمایه داری با یکدیگر اختلاف زیادی داشته باشند ، در یک مسأله با یکدیگر توافق دارند و آن مسأله این است که همراه با رشد تولیدات در جامعه سرمایه داری، یک دسته از افراد جدید که آنها را "بورژواها"، کارآفرینان یا کاسبکاران می نامند، ظهور می کنند و عملکرد کارآفرینان، عدم قطعیت را به دنبال دارد. به نظر "ردلیچ" (1958) کارآفرین در حالی که مدیر، سرپرست و هماهنگ کننده فعالیت های تولیدی است، برنامه ریز، نوآور و تصمیم گیرنده نهایی در یک شرکت تولیدی نیز می باشد. در واقع او، تأمین کننده وجوه و دیگر منابع در شرکت می باشد.

انواع کارآفرینی:

الف) فردی

1- کارآفرینی مستقل فرآیندی است که کارآفرین از ایده اولیه تا ارایه ی محصول خود به جامعه، کلیه ی فعالیت کارآفرینانه را با ایجاد یک بنگاه اقتصادی جدید، به طور مستقل طی می کند.

2- کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که کارآفرین تحت حمایت یک سازمان، فعالیت های کارآفرینانه خود را به ثمر می رساند.

ب) گروهی

1- کارآفرینی شرکتی فرآیندی است که یک شرکت طی می کند تا همه افراد آن به کارآفرینی تشویق شده و تمام فعالیت های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر، سریع و راحت در شرکت انجام پذیرد. در این فرآیند هر یک از کارکنان در نقش کارآفرین انجام وظیفه می کنند.

2- کارآفرینی اجتماعی کارآفرینی اجتماعی یک زمینه نوظهوری است که شامل سازمان های غیرانتفاعی است که این سازمانها افراد را در شروع کسب و کارهای انتفاعی یاری می دهند، سازمان های غیرانتفاعی که برای ایجاد نقدینگی برای برنامه هایشان، ارزش اقتصادی ایجاد می کنند از منابع در دسترس به گونه ای خلاقانه برای موضوعات اجتماعی استفاده می کنند.

ویژگی های کار آفرین در تعیین ویژگیهای کار آفرین، برخی به گزینه های روانشناختی و خصوصیات فردی و شخصیتی کار آفرین می پردازند و گروهی به فعالیتها و رفتار های کار فرین و عملکرد وی در محیط توجه می کنند.

مهمترین ویژگی کارآفرین نوآوری است. ژوزف شومپیتر استاد دانشگاه هاروارد، یکی از اولین کسانی بود که درباره کارآفرینی سخن گفته است.

وی در سال 1911 در کتاب خود به نام« نظریه اقتصاد پویا » کارآفرین را نیروی محرکه اصلی در پیشرفت اقتصادی دانسته است.و معتقد است که کارآفرین با ایجاد ترکیبهای تازه از مواد به نوآوری دست می زند. وی معتقد است تعادل پویا از طریق نوآوری و کارآفرینی به وجود می آید و لازمه این کار، تخریب خلاق است. برخی از ویژگیهای فردی و شخصیتی که کارآفرینی را تسهیل می کنند عبارتند از: نوآوری، خلاقیت، اعتماد به نفس، توفیق طلبی، هوشمندی،تعهد، خطر پذیری،نگرش مثبت، بینش و بصیرت، آینده نگری، پشتکار ، توانایی نفوذ در دیگران، انگیزه بالا، عزم و اراده، بیم نداشتن از شکست، قدرت تخیل، وقت شناسی، اعتقاد به کنترل سرنوشت خویش، توانایی تشخیص فرصتهای کشف نشده و ...

به طور کلی هوش هیجانی افراد کارافرین بالا می باشد.



مهارت های کارآفرینی


مهارت‌های شخصی عبارتند از :

1- 1كنترل و نظم درونی - عقیده فرد نسبت به این كه وی تحت كنترل وقایع خارجی یا داخلی هست یا خیر را مركز كنترل می‌نامند. بیشتر كارآفرینان را دارای مركز كنترل درونی توصیف نموده‌اند. افراد با مركز كنترل بیرونی معتقدند وقایعی كه خارج از كنترل آن‌ها هستند، سرنوشتشان را تعیین می‌كند. كارآفرینان موفق به خود ایمان دارند و موفقیت یا شكست را به سرنوشت، اقبال یا نیروهای مشابه نسبت نمی‌دهند. (احمد پورداریانی ، 1379، ص82)

آن‌ها همچنین این ویژگی را دارند كه وقایع پیش آمده را برای خود قابل كنترل می‌دانند. (صمدآقایی، 1377،ص6)

ریسك پذیری _ ریسك پذیری به معنای پذیرش و استقبال از خطرات حساب شده در كسب و كار می‌باشد. این ویژگی از ویژگی‌هایی است كه در اكثر كارآفرینان وجود دارد. (صمدآقایی،1377)

نوآوری - نوآوری فرایند خلق چیزی جدید است كه ارزش قابل توجهی برای فرد، گروه، سازمان، صنعت یا جامعه دارد. یكی از ویژگی‌های شركت ها‌ و افراد كارآفرین نوآوربودن آنهاست. حل مسائل و پیگیری فرصت‌ها به راه‌حل‌هایی نیاز دارد كه بسیاری از آنها ممكن است مختص یك وضعیت خاص باشند.

بنابراین خلاقیت و نوآوری حاصل از آن، برای بقاء و موفقیت شركتها امری حیاتی است. (هیگینز، 1381، ص18 و 19) 

توانایی ادارة تغییر - ما در زمانی زندگی می‌كنیم كه روند دگرگونی در فناوری‌ها، با شتاب فراوان افزایش می‌یابد و موج‌هایی می‌آفریند كه همه صنایع را دربر می‌گیرد. نمی‌توان جلوی دگرگونی‌ها و تغییرات را گرفت یا خود را از آن‌ها پنهان كرد. باید نگاه‌ها را بر آنها دوخته و برای رویارویی با آن‌ها آماده شد. برای مقابله با تغییرات عصر حاضر، برنامه‌ریزی‌ها کمتر و توان پیش‌بینی این گونه دگرگونی‌ها را دارند. البته این بدان معنا نیست كه باید از برنامه‌ریزی دست برداشت، بلكه باید همانند سازمان‌ها و واحدهای آتش نشانی تدوین و چیاده سازی شوند، آنها نمی‌توانند مکان و زمان آتش سوزی را در آینده پیش‌بینی كنند ولی گروهی آنچنان توانمند و كارآمد را آماده می‌سازند كه می‌توانند همانند رخدادهای عادی به هر پیشامد دشوار و پیش بینی نشده‌ای پاسخ مناسب دهند.

بنابراین، كارآفرین نیز باید به همین صورت توانایی اداره تغییر را داشته باشد و بتواند تغییر جهت باد را تشخیص داده، مسیر مناسب را برگزیند. این توانایی برای ادامة آیندة كار كارآفرین بسیار مهم و حساس است. (نظری ، 1382) 1- 5- تغییرمحوری - دانشمندان و نظریه پردازان مدیریت و علوم رفتاری بر این عقیده‌اند كه شرایط بیرونی و درونی سازمان (یا شركت) همواره در حال دگرگونی است. این دگرگونی‌ها با سرعت انجام می‌پذیرد و تمامی سازمان را دربرمی‌گیرد. در بیرون سازمان شرایط محیطی معمولاً‌ غیرثابت و در نوسان است. شرایط اقتصادی، هزینه و دسترسی به مواد و سرمایه لازم ، تكنولوژی تازه و قوانین و مقررات همگی به سرعت در حال تغییرند.

در درون سازمان كاركنان تغییر می‌كنند و با خود اندیشه‌ها و دانش‌های تازه می‌آورند. (علوی، 1377) در چنین شرایطی كارآفرین یا مدیر به عنوان عامل تغییر همیشه با مسأله تغییر سر و كار دارد، زیرا تغییر امری اجتناب ناپذیر است. او باید در مقابل تغییر نگرشی مثبت داشته باشد و آمادة اعمال تغییر در مواقع لزوم باشد. (اساتید مدیریت، 1379)


1- 6- پافشاری، مقاومت و پشتكار_ افراد موفق به نیروی تلاش و پشتكار ایمان دارند. باور كه پافشاری و مقاومت نظام مند برای انجام یك كار همیشه با موفقیت همراه است. هیچ توفیق بزرگی بدون پشتكار و جدیت بی وقفه مقدور نمی‌شود. اگر به موفقیت افراد در زمینه های گوناگون بنگریم، می‌بینیم كه آن‌ها لزوماً بهتر، با هوش‌تر، سریعتر و قویتر از دیگران نبوده‌اند، بلكه پشتكار و مقاومت بیشتری داشته‌اند.در واقع بیشتر از آنکه تکی به بهره هوشی ()خود باشند، هوش هیجانی خود را تقویت کردند. یك كارآفرین نیز برای موفقیت در كار خود باید پشتكار و مقاومت لازم را داشته باشد. (نظری، 1382)


رهبری دوراندیشی _ دوراندیشی، قدرت دیدن همه چیز پیش از آنکه به وقوع بپیوندند. پیتردراكر در كتاب خود «كنترل آشوب و هرج و مرج» مهارتی را شرح می‌دهد كه یك مدیر و رهبر خوب به آن نیازمند است، این مهارت كه برای كنترل دوران آشوب ضروری است همان دوراندیشی است. (بركر، 1380)

مهارت‌های مدیریتی كارآفرینی عبارتند از:

برنامه‌ریزی و تعیین اهداف _ برنامه‌ریزی بدین معنی است كه مدیر از قبل دربارة هدف‌ها و اقدامات مورد نظر می‌اندیشد و كارها و اقدامات وی بر اساس یك روش، برنامه یا منطق قرار دارد. برنامه باعث می‌شود كه سازمان دارای هدف‌های بلندمدت شود و مدیر برای دستیابی به این هدف‌ها بهترین رویه‌ها را اتخاذ نماید. (استونر، و همکاران، 1379، ص12)

تصمیم گیری _ تصمیم گیری فراگرد گزینش شیوة عمل خاصی برای حل یك مسأله یا یك مشكل ویژه است. تصمیم گیری دو نوع است: تصمیم گیری معمول و با برنامه كه مطابق با عادات، قواعد و یا رویه‌های مشخص اتخاذ می‌شود و تصمیم‌گیری غیرمعمول و بی برنامه كه تصمیم گیری با مسائل و مشكلات غیرعادی سر و كار دارد.تصمیم گیری، برای یك مدیر یا كارآفرین فعالیتی حساس و پر اهمیت است. (هرسی و بلانچارد، 1379)

روابط انسانی - بر پایه پژوهش‌های قابل ملاحظه در دههای 3 و 4 قرن حاضر، این نتیجه‌گیری حاصل شد كه محیط‌های كار در واقع زمینه‌های اجتماعی پیچیده‌ای هستند كه درك و فهم رفتار در آن‌ها از طریق توجه به نگرش‌های كاركنان، روابط اجتماعی، ارتباطات غیررسمی و متغیرهای دیگر امكان‌پذیر است. ماری پاركتر فالت معتقد بود در هر كار جمعی، مسأله مهم ایجاد و حفظ روابط انسانی پویا و هماهنگ است. (علاقه بند، 1378)

توجه به روابط انسانی در محیط كار برای كارآفرینان و ادارة یك كسب و كار موفق، لازم و ضروری بوده و باید در آموزش كارآفرینان مورد توجه قرار گیرد.

بازاریابی _ در فرهنگ واژگان بنت(بازاریابی، فرآیند برنامه‌ریزی، طراحی، قیمت گذاری، ترفیع و توزیع ایده‌ها و كالاها و خدمات به منظور خلق مبادله است كه اهداف فردی و سازمانی را برآورده می‌سازد. مهارت بازاریابی یكی دیگر از مهارت‌های مورد نیاز برای كارآفرینان است. (اسلام، 1382، ص 9)

راه اندازی كسب و كار _ عوامل متعددی مانند دولت، منابع مالی كه فرد در اختیار دارد، الگوهای نقش و .... در راه اندازی كسب و كار جدید تأثیر دارند. تحصیلات رسمی و تجربة قبلی نیز در فعالیت‌های اقتصادی باعث می‌شود مهارت‌های لازم برای راه اندازی كسب و كار برای كارآفرین مهیا گردد. اگر چه نظام‌های آموزشی از اهمیت ویژه‌ای در این زمینه برخوردارند، ولی افراد در راه اندازی كسب و كار در زمینه‌هایی كه قبلاً كار كرده و تجربه دارند موفقیت بیشتری كسب می‌كنند.

به طور كلی نباید فراموش كرد كه خصلت‌های كارآفرینان ذاتی نیست، بلكه آنها تربیت می‌شوند و این مهارت را می‌توان در آن‌ها بوجود آورد. (هیسریچ و پیترز، 1383)

مهارت‌های مالی و حسابداری _ حسابداری عبارت است از فن ثبت، طبقه بندی و تلخیص فعالیت‌های مالی یك مؤسسه در قالب اعداد قابل سنجش به پول و تفسیر نتایج حاصل از بررسی این اعداد (نبوی، 1383، ص 5).

حسابداری را زبان تجارت نامیده‌اند. كارآفرینان هر چقدر كه این زبان را بهتر یاد بگیرند، بهتر می‌توانند بر زندگی و كسب و كار خود تسلط داشته باشند. (احمد پورداریانی و عزیزی، 1383)

مدیریت _ فرآیند مدیریت مربوط به وظیفه‌ای است مبنی بر كسب اطمینان از این كه فعالیت‌هایی به نحوی در حال اجر بوده و به دستیابی به هدفی معین منجر می‌گردند. (پیرنیا، 1382، ص21) این مهارت یكی دیگر از مهارت‌های مورد نیاز كارآفرین است.

كنترل - كنترل عبارت است از توجه به نتایج كار (بازخورد) و پیگیری آن برای مقایسه فعالیت‌های انجام شده با برنامه‌ها و اعمال اصلاحات مقتضی در مواردی كه انحرافی در انتظارات، صورت گرفته است. (علاقه بند، 1379) كنترل به كارآفرینان كمك می‌كند كه بر اثربخشی، برنامه‌ریزی، سازمان دهی و هدایت كردن فعالیت‌ها نظارت نمایند. (استونر، و همکاران ، 1379)

مذاكره - مذاكره یك فرآیند ارتباطی بسیار پیچیده و مهارتی مهم برای موفقیت كارآفرینان است. در تجارت، مثل بخشی از زندگی، مذاكره بر اساس این واقعیت شروع می‌شود كه مردم یا اشخاص به یكدیگر نیاز دارند: خریداران به فروشندگان، مدیران به كاركنان و كارآفرینان به سرمایه گذاران نیاز دارند. یك رابطه كاری در چهارچوب یكسری موافقت‌ها تعریف می‌شود و هر توافقی حاصل یك فرآیند مذاكره است. (هگی، 1382، ص79)

مدیریت توسعه - در گذشته مدیران در دنیایی نسبتاً تغییرناپذیر و قابل پیش بینی برای دستیابی به موفقیت تلاش می‌كردند اما امروزه با تحولات شتابنده‌ای مواجهند. آنان با نوآوری‌های مستمر در رایانه و فن آوری اطلاعات روبرو هستند و دنیای پرآشوب، بازارهای متغیر و شیوه‌های زندگی غیرثابت مصرف كنندگان در برابرشان قرار دارد. برای مقابله با چنین نیروهای متغیری، مدیران امروزی باید توانایی دگرگون كردن و نوكردن را داشته باشند.

مدیریت توسعه روش‌هایی را فراهم می‌آورد كه به طور منظم سبب تغییر سازمان و بهبود آن می‌شود. هدف از توسعه و بهبود سازمان اثربخش تركردن آن و افزایش فرصت‌ها برای افراد است تا بتوانند نیروهای بالقوة خود را به فعل درآورند. (هاروی و براون، 1377)

مهارت‌های فنی كارآفرینی عبارتند از: -1مهارت‌های نوشتاری _ مهارت نوشتاری، فعالیت یا هنر تنظیم كلمات و حروف بر روی كاغذ، چوب و یا هر چیز دیگر با هدف ثبت افكار و به منظور برقراری ارتباط با دیگران است. این نوع ارتباط با علائم مشهود و نمایان نوشته و یا چاپ شده صورت می‌گیرد. (Brianing dictionary)ارتباطات شفاهی یا ارتباطات كلامی _ ارتباط عبارت است از فرآیند انتقال و تبادل اندیشه‌ها، احساسات و عقاید دو نفر یا بیشتر با استفاده از علائم و نمادهای مناسب به منظور تأثیر، كنترل و هدایت دیگران. وقتی در جریان ارتباط، پیام‌ها به صورت رمزهای كلامی و یا شفاهی انتقال یابند، آن ارتباط را ارتباط شفاهی گویند، مانند بحث و گفتگوی فرد با فرد یا فرد با گروهی دیگر. (شعبانی، 1377)

3 نظارت یا ارزیابی محیط - سیستم نظارت و ارزیابی محیط را كاوتس1به این صورت تعریف می‌كند:- آشنایی با روند جریان‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و فنی و حوادث مهم داخل سازمان یا شركت. - مشخص كردن خطرات بالقوه و فرصت‌ها و تغییراتی كه آن خطرات به طور ضمنی بیان می‌كنند.موارد بالا، باعث درك وضعیت آینده توسط مدیران و كاركنان شده، به سازمان در تعیین استراتژی‌هایش یاری می‌رساند.

(Morrison ) 4مدیریت كسب و كار - کارافرین باید از طریق تحلیل محیط خارجی ، کسب و کار اصلی سازمان و اوضاع رقبا راتعیین و ان را مدیریت کند.

تکنولوژی _ تكنولوژی مجموعه‌ای از سخت افزار و نرم افزار است كه باید به شكل مناسبی تركیب شود تا تولید كالا و خدمات امكان پذیر گردد. اجزای تكنولوژی عبارت است از: - تجهیزات، ماشین آلات و ابزار - مهارت و تجربة انسانی - داده‌ها و دانش، فنون، روش‌ها و فرآیندها - سازمان و مدیریت در عمل، تركیبات متفاوتی از اجزای مذكور تكنولوژی، یك كسب و كار را شكل می‌دهد. یكی از تصمیمات مهم كارآفرینان در ایجاد كسب و كار، انتخاب مناسب است. در این تصمیم، كارآفرین باید تركیب مناسبی از اجزای فوق را به كار گیرد تا در راه اندازی و توسعه كسب و كار جدید، موفق باشد.(یدالهی فارسی، 1383، ص10) مهارت میان فردی _ مهارت میان فردی به توانایی شخص در داشتن رفتاری اثربخش و كارآمد با افراد دخیل در تولید برای رسیدن به اهداف سازمان گفته می‌شود. (erto, Newgren,)

- مهارت شنیداری _ یك كارآفرین به عنوان صاحب یك كسب و كار باید گوش دادن به حرف‌های دیگران را یاد بگیرد چرا كه اطلاعات حاصل از آن بسیار مهم است. او باید این كار را به شكل مؤثر انجام دهد زیرا گوش دادن مؤثر كاری فعال است تا منفعل. در گوش دادن منفعل شخص مثل یك ضبط‌صوت عمل كرده و تنها به جذب اطلاعات داده شده می‌پردازد.

اما در گوش دادن فعال فرد باید كوشش كند تا به جای شنیدن آنچه كه خود دوست دارد از كلام گوینده بهره‌مند شود و منظور اصلی او را از گفته‌هایش بفهمد. او باید همه كارهای لازم را به منظور دریافت معنا و مفهوم مورد نظر گوینده انجام دهد. (رابینز، 1382) 

توانایی سازماندهی _ توانایی سازماندهی مستلزم آن است كه منابع (افراد، سرمایه و تجهیزات) به مؤثرترین شیوه برای حصول هدف‌ها فراهم شود. بنابراین سازماندهی شامل تركیب و یگانه سازی منابع است. (هرسی و بلانچارد، 1379)

ایجاد شبكه‌های مدیریت (مدیریت مشاركتی)_ مدیریت مشاركتی فلسفه‌ای است كه ایجاب می‌كند تصمیم گیری سازمانی چنان صورت گیرد كه اطلاعات و درون داده‌ها و مسئولیت به پایین‌ترین رده مربوط به آن واگذار گردد. به طور خلاصه مدیریت مشاركتی به معنای درگیركردن كاركنان در فرآیند تصمیم گیری است. (كرمی و گودرزی، 1382)

مربی گری_ تعاریف زیادی از مربی گری شده است. بعضی معتقدند مربی گری فقط آموزش دادن چیزی به دیگران است و بر جنبة آموزشی آن تأكید دارند؛ بعضی دیگر معتقدند كه مربیگری یادگیری را تسهیل می‌كند. از دیدگاه جان وایت مور(2004)

مربی گری شكوفا ساختن ویژگی‌های بالقوه افراد است و كمك می‌كند كه موفقیتشان به حداكثر برسد. مربیگری، مهارتی است كه از آن برای افزایش موفقیت افراد در تیم استفاده می‌شود. همچنین مربی كسی است كه افراد را به سوی پیشرفت برانگیخته، راهنمایی و هدایت می‌كند. (Magazine of NCNO) با توجه به آنچه ذكر شد، كارآفرین باید نقش مربی را برای افراد تیم و گروه خود بازی كند. گروه یا تیم ممكن است جمعی از افراد باشد كه برای كسب و كار آن‌ها را گرد هم می‌آوریم. بازیگر و ایفاكنندة نقش در تیم _ مهارت‌های تیم سازی برای كارآفرینان امری ضروری است.

كارآفرینان به توسعه و تقویت نگرش مثبت همچنین اتخاذ روش‌هایی سازمان یافته در رهبری نیاز دارند تا بتوانند تیم منسجمی ایجاد نمایند كه همه كاركنان نسبت به اهداف مشترك، برانگیخته شوند و خود نیز باید به عنوان عضوی از تیم و همراه با دیگر كاركنان در تیم فعالیت كنند.

كارآفرینانی كه این مهارت را به كار می‌برند از موفقیت بیشتری برخوردار می‌گردند و در نتیجه محیط كاری آن‌ها كارآمدتر خواهد شد. (مادوكس، 1382) نتیجه گیری اصولاًکارآفرینی به معنای فعالیت خلاق برای کسب ارزش از طریق ایجاد یک شرکت یا سازمان است. کارآفرین تلاش می -کند تا از طریق شناسایی و پی گیری فرصت ها بدون در نظر گرفتن منابع در اختیار خویش به ارزش آفرینی بپردازد(احمد پور ، 1381، ص 24) .

كارآفرینی فرایندی است که ازطریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است.

به عقیده «آلفرد مارشال» کارآفرینان افرادی هستند که ماجراجویی می کنند و ریسک آن را متقبل می شوند. سرمایه و نیروی کار را گرد هم می آورند، برنامه کلی آن را تنظیم می کنند و بر جزئیات آن نظارت می نمایند. این کارآفرین باید توانایی مدیریت کارها را از طریق افراد داشته باشد و آن را در محیطی سامان دهد که ماجراجویی و ریسک، جزء ذاتی آن است.

بنابراین در دنیای در حال تحول امروز،كامیابی ازآن جوامع و سازمانهایی است كه بین منابع كمیاب و قابلیتهای مدیریتی و كارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی داری برقرار سازد. تا با استفاده از این توانمندی ارزشمند، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش وحصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت كنند.


منابع فارسی:

1- احمدپور داریانی، محمود ”کارآفرینی: تعاریف، الگوها و نظریات” تهران: شرکت پردیس 57، چاپ اول ،سال 1378.

2- احمد پورداریانی، محمود. عزیزی، محمد. ”كارآفرینی”.انتشارت محراب قلم. چاپ اول، 1383.

3- احمد پورداریانی،محمود.مقیمی، سید محمد. ”مبانی کارآفرینی”،تهران، فرااندیش،چاپ چهارم،1385 4 اسلام، علی‌اكبر. ”برنامه‌ریزی بازاریابی. ” شركت چاپ و نشر بازرگانی. 1382.

5- استونر. جیفر، زی. اف، فریمن، آر، ادوارد. گیلبرت. دانیل، آر. ” مدیریت”. ترجمة علی پارسیان و سیدمحمد اعرابی. انتشارات دفتر پژوهش‌های فرهنگی. 1379.

6- بركر، جویل آرتور.”هنر كشف آینده. ” ترجمة نغمه خادم باشی. انستیتو ایزایران. 1380.

7- پیرنیا، احمد. ”مدیریت برنامه ریزی سیستم‌های استراتژیك”. انتشارات ایزایران. 1382.

8- جمعی از اساتید مدیریت. ”مقاومت در برابر تغییر”. مركز آموزش مدیریت دولتی. 1379.

9- خلاصه كتاب،«” تنها بی‌پروایان پایدارند”». گاهنامه كارآفرینان. سال اول. شماره 1. 1382.

10- رابینز، استیفن پی. «”كلید طلایی مدیریت منابع انسانی”». غلامحسین خالقانی. سازمان فرهنگی فرا. 1382.

11- سالاز ملیتو و همکاران ”مقدمه ای بر کارآفرینی،” ترجمه سیامک نطاق ، انتشارات محک ، چاپ دوم ، 1380

12- سلجوقی، محمد ”کارآفرینی و پروژه ”کرمان، خدمات فرهنگی کرمان، 1383.

13- شعبانی، حسن.« ” روش‌ها و فنون تدریس”». انتشارات سمت. 1377.

14- شاه حسینی، علی. ”کارآفرینی”، انتشارات آپبژ، چاپ اول ، 1383

15- صمد آقایی، جلیل. ” از كارآفرینی تا جان آفرینی”. مجله تدبیر. شماره 87. آبان 1377.

16- علاقه‌بند، علی. ”مبانی نظری و اصول مدیریت آموزشی”. انتشارات روان. 1378.

17- علاقه‌بند، علی. ” مقدمات مدیریت آموزشی”. انتشارات روان. 1379. 18- علوی، سیدامین‌الله. ”روانشناسی مدیریت و سازمان”. انتشارات مركز آموزش مدیریت دولتی. 1377.

19- كرمی، مرتضی. گودرزی، احمد. مهارت‌های مدیران اثربخش انتشارات وزارت كار و امور اجتماعی. چ آ. 1382.

20-فصلنامه تخصصی و اشتغال و کار آفرینی” نگاهی به تجارب کارآفرینی کشورها در حال توسعه ”.سال سوم ، شماره10،تابستان 84

21- مقیمی ،سید محمد” كارآفرینی در نهادهای جامعه مدنی”،(پژوهشی در سازمانهای غیردولتی «NGOs » ایران)،» موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران و مركز كارآفرینی دانشگاه تهران، چاپ اول ،بهار 1383

22- مادوكس، رابرت. ” تیم سازی”. ترجمه رضا اسكندری. انتشارات انستیتو ایزایران. 1382.

23- نظری، مریم. ”از صفر تا بی‌نهایت”. راه كارآفرینان. شماره 2. 1382.

24- هاروی، دونالداف. براون، دونالدار. ”رویكرد تجربی به توسعة سازمان (مدیریت تحول) ”.ترجمه عباس محمدزاده. انتشارات مركز آموزش مدیریت دولتی. 1377.

25- هرسی، پال. بلانچارد، كنث. ”رفتار سازمانی”. ترجمه علی علاقه‌بند. انتشارات امیر كبیر. 1379.

26- هگی، جان ادموند. ” هفت راز ارتباطات مؤثر در كسب و كار”. ترجمة حسن نصیری قیداری و حمیدرضا مرادخانی. مؤسسه خدمات فرهنگی رسا. 1382.

27- هیستریچ، رابرت‌دی. پیترز، مایكل‌پی. ” كارآفرینی(جلد اول) ”،. ترجمة سید علیرضا فیض‌بخش و حمیدرضا تقی‌یاری. انتشارات علمی دانشگاه صنعتی شریف. 1383.

28- هیگینز، جیفرام. ”كارآفرینی: 101 تكنیك حل خلاق مساله”. ترجمه محمود احمدپورداریانی. انتشارات امیر كبیر. 1381.

29- یدالهی فارسی، جهانگیر. ” نقش انتخاب تكنولوژی در موفقیت كارآفرینان”. راه كارآفرینان (ویژه نامه اولین جشنواره كارآفرینی شیخ بهایی). 1383


منابع انگلیسی:

30- Barry, C. (1994), “New directions in research on venture capital finance”, Financial Management. Vol.23, no.3

31- Brianing dictionary.(2005). Writhing. www.braingdictionary.com

32-Certo, smuel C. Kenne. (1997). Newgren. Interpersonal skill development: The experiential training unit of the training

33 - Morrison, James L.(2000). Environmental Scanning. www.horizon-unc-edu/courses /papers/enviroscan/default.asp. 52k-28Nov


منابع اینترنتی:

34 -http://karafarinha.blogfa.com

35. www.braingdictionary.com Brianing dictionary.(2005). Writhing

36. WWW.VIPGO.NET BUSINESS SUCCESS

تاریخ ارسال: 1390/10/17
تاریخ بروزرسانی: 1401/6/5
تعداد بازدید: 10809
ارسال نظر

درخواست دمو

درخواست دمو