en

تحول ساختاری یا تحول فرهنگی


تغییر و تحول ساختاری همواره در نظام دولتی كشور به عنوان یك راه حل اساسی مورد توجه بوده و دولتها در دوره های مختلف كوشیده اند تا از این طریق نظام اداری را متحول ساخته و اصلاح نمایند. تغییرات تشكیلاتی متعدد و متنوع نشانگر این گرایش متولیان ساختار كلان دولت است. اما نكته ای كه در این میان مغفول مانده است كاركرد ساختار دولت است. در حالی كه همه نظرها متوجه ساختار می‌باشد، نحوه عملكرد و كاركردهای ساختار فراموش می شوند. مشكل سازمانهای اداری كشور قبل از آنكه ناشی از نقص ساختاری باشد، حاصل بی انگیزگی نیروی كار، فرهنگ سازمانی كارگریز، و شیوه‌های ناكارآمد انجام امور می باشد.

مدیران سازمان و مدیریت در دولت به جای آنكه پی جوی علل بی انگیزگی كاركنان، اصلاح روشهای كار و ترویج فرهنگ تقدس كار باشند كه اقداماتی دشوار و دیربازده می باشد، بلافاصله از ساده ترین و در دسترس ترین راه حلها كه همانا تغییرات تشكیلاتی است استفاده كرده و با این اقدام نوید اصلاح نظام اداری را به همگان می دهند. تغییرات تشكیلاتی از قبیل ادغام، حذف و تقسیم سازمانها و جابجایی پستهای سازمانی اگر باتوجه به عملكردها و فرهنگ حاكم بر آنها صورت نگیرد، فاقد ارزش بوده و صرفاً نشانگر تغییراتی صوری و بی‌حاصل در اصلاح نظام دولتی است.

فرضاً ادغام دو وزارتخانه، بدون آنكه در وظایف آنها تجدیدنظری صورت گیرد، یا برخی از وظایف آنان حذف شود، یا در روشهای كار و نگرش كاركنان تحولی بوجود آید؛ جز آنكه سازمانی بزرگتر، دارای لختی و كندی بیشتر و غیرقابل كنترل بوجود آورد، نتیجه دیگری نخواهد داشت. هرگاه تاكید بر تغییرات ساختار تشكیلاتی قرار گیرد و از عملكردها و فرهنگ سازمانی كه روح تشكیلات را می سازد، غفلت شود نتایجی كه موردنظر است حاصل نخواهد شد.

نكته مهم دیگری كه در اصلاح نظام اداری و تغییرات ساختاری باید در نظر داشت تعریف علمی ساختار سازمانی از طریق شناسایی اجزا متشكله آن است. ساختار سازمانی در نمودار تشكیلاتی سازمان خلاصه نمی شود. بلكه شامل میزان پیچیدگی، میزان رسمیت و میزان تمركز یا عدم تمركز سازمانی است. پیچیدگی نشان دهنده میزان تنوع و تعدد وظایف سازمان بوده و هرقدر ماموریت‌ها متنوع تر و پیچیده تر باشند و تقسیم كار در سازمان بیشتر باشد، سازمان از پیچیدگی بیشتری برخوردار است.

میزان رسمیت در ساختار گویای آن است كه تا چه حد مقررات و قوانین و دستورالعمل ها در سازمان جاری هستند و تا چه میزانی كارها براساس استانداردها و ضوابط از پیش تعیین شده صورت می گیرند. هرقدر سازمان دارای قوانین و مقررات بیشتری برای انجام امور باشد، میزان رسمیت آن بالاتر خواهد بود. تمركز و عدم تمركز نیز نشان دهنده میزان تفویض اختیار به سطوح پایین سازمان در تصمیم گیری هاست. هرگاه واحدهای سازمانی از اختیارات بالایی در تصمیم گیری برخوردار باشند. سازمان غیرمتمركز بوده و در حالتی كه تمام تصمیمات در راس هرم سازمانی انجام شود، درجه تمركز ساختاری بالاست.

باتوجه به مطالب گفته شده می توان نتیجه گرفت كه اصلاح ساختاری صرفاً تغییر پستهای سازمانی و شكل تشكیلاتی نیست، بلكه تغییر و اصلاح در سه جزء متشكله ساختار، یعنی پیچیدگی، رسمیت و تمركز است كه تحول ساختاری را بوجود می آورد. اگر مسئولان ساختار سازمانی كلان كشور مایلند اصلاح ساختاری صورت گیرد، باید از حیطه وظایف سازمانهای دولتی بكاهند و وظایف آنها را به دیگر بخشها و بویژه به سازمانهای غیردولتی بسپارند.

باید قوانین و مقررات دست و پاگیر را تعدیل كرده و انعطاف پذیری ضوابط را هدف اصلاح ساختار قرار دهند و سرانجام با تفویض اختیارات بیشتر به واحدهای تابعه میزان تمركز سازمانی را كاهش دهند و همه اینها مستلزم «اعتماد» نظام دولتی به مردم و سایر بخش های جامعه می باشد. تا زمانی كه جو بی اعتمادی بر روابط مردم و سازمانهای دولتی سایه افكنده باشد و بدبینی سازمانها به مردم همچنان ادامه داشته باشد، نمی توان امید هیچ اصلاح ساختاری موثری داشت و تغییرات تشكیلاتی، تلاش بیهوده ای است كه بنیادهای نظام اداری را اصلاح نكرده و موجب هیچگونه بهبودی نخواهد شد.

بدین ترتیب اصلاحات ساختاری مستلزم بوجودآوردن فضای اعتماد در جامعه می باشد و قبل از آنكه اصلاحات جنبه ساختاری داشته باشند، وجه فرهنگی آنها قابل توجه است. تحولات ساختاری موخر بر تحول فرهنگی است، ایجاد فضای اعتماد در جامعه از كنترلهای سازمانی و مآلاً وظایف دولت خواهد كاست و ایجاد دولتی كوچك و كارآمد را ممكن خواهد ساخت. كاهش وظایف دولت، واگذاری و حذف برخی وظایف، كاهش مقررات و قوانین، و تفویض اختیار به واحدهای سازمانی كه تماماً نشانگر اصلاح ساختاری است زمانی تحقق می یابد كه «اعتماد» روابط دولت و مردم را شكل داده باشد. البته سازمانها باید تاوانهایی برای جاری شدن اعتماد در جامعه بپردازند و وقوع برخی رخدادها نباید آنها را از ترویج فرهنگ اعتماد متقابل و تفاهم و همدلی با مردم باز دارد.

امید آنكه با تحول فرهنگی در جامعه ای كه واجد بنیادهای فرهنگی قوی و مستحكم است، اصلاحات ساختاری به سهولت انجام شده و كشور از بسیاری مشكلات ساختاری و تشكیلاتی رهایی یابد.

منبع: تدبیر

تاریخ ارسال: 1390/12/24
تاریخ بروزرسانی: 1401/6/12
تعداد بازدید: 10970
ارسال نظر

درخواست دمو

درخواست دمو