انگیزش و مدیریت تحول

 

مقدمه :

یكی از اصول مهم در روابط بین شخصی توجه به علایق و نگرش های اشخاص است . برای مثال شما شاید بتوانید كسی رابه انجام كاری مجبور كنیدولی هرگز قادر نیستید واقعا" او را وادار كنید كه كار را از روی میل و اراده انجام دهد. میل برای خواستن از درون ما بر می خیزد و انگیزش نیروی درونی است كه سبب لذت بردن از كار و فعالیتهای شخصی می شود. احساس خوب داشتن و كار آیی با یكدیگرارتباط نزدیكی دارند. شركت ها و سازمانهای صنعتی باید به این اصل مهم توجه داشته باشند كه اگر در نظر دارند با رقیبان خود رقابت كنند ضروری است كه در بسیج نیرو های آن شركت و سازمان توانائی لازم را داشته باشند.

مدیریت توانمند و خلاق عامل اصلی تفوق و برتری در قلمرو رقابت به حساب می آید. باید در نظر داشت كه سرچشمه اصلی نوع آوری و خلاقیت در یك شركت تك تك افراد هستند. افزایش تولید در سطح بالا نه فقط با فن آوری مدرن ارتباط دارد بلكه رابطه بسیار نزدیكی با نگرش های افراد دارد.نگرش هائی مانند: آیا ما آمادگی فعالیت مستمر داریم؟ آیا برای اهداف شركت نگران هستیم؟ آیا میل داریم كه تمام توان و استعداد خود را برای رسیدن به اهداف شركت بكار بگیریم ؟یا اینكه مدام به عقربه های ساعت نگاه می كنیم و سر خورده خسته با خود می گوئیم : ای كاش زودتر ساعت كار تمام شود. زمانی كه مدیر و سایر كاركنان با همدیگر همدلی داشته باشند برای رفع مشكلات موجودراه حل سریع تر آشكار می شود و دستیابی به اهداف شركت آسانتر است.

زمانی كه سخن از آزادی اندیشه و امنیت و وفاق و احترام متقابل در محیط یك شركت فقط در حد حرف نیست كاركنان تحت تاثیر جریان روزمره و عادی و یكنواخت محیط كار دچار كسالت وملال نمی شوند. یك مدیر هوشمند و توانا به خوبی میداند كه عامل اصلی ایجاد ارتباط موفق با كلیه كاركنان تحت هدایتش : شخصیت خلاق و رفتار متعادل و اخلاق پسندیده اوست نه بهره گیری از توان و قدرت اجرائی در محیط كار . او در واقع به این حقیقت به حق باور دارد كه عزت و منزلت او در شرایطی به بالندگی خواهد رسید كه بتواند در محیطی همراه با عدالت و صداقت و نیك اندیشی و به دور از هر گونه آلایش و تظاهر: با زیر دستانش رابطه متقابل داشته باشد .

البته رفتار صمیمانه با كاركنان نباید انگیزه ای شود كه آنان هر طور كه بخواهند در محیط كار عمل و نسبت به انجام دادن تعهدات سازمانی خویش بی اعتنا باشند. برای رفع اینگونه ابهامات با بهره گیری از تجربه همفكری و مشورت و دید مشترك میان مدیران و كاركنان می توان به یك سبك مدیریتی و اجرائی متعادل در سازمان دسترسی پیدا كرد . در این شرایط ضمن برقراری ارتباط صمیمی و ایجاد وفاق میان مدیران و كاركنان : زمینه مشاركت كاركنان نیز در مراحل مختلف تصمیم گیری مهیا خواهد شد . هنگامی كه افراد با علایق و تجارب و عقاید مختلف گرد هم می آیند مسلما" تضادهائی در میان آنان بوجود خواهد آمد این تضاد ها ممكن است در بعضی شرایط منجر به ناكامی و سر خوردگی كاركنان شود.

عده ای ممكن است به این مسئله باور پیدا كند با آنان عادلانه رفتار نشده است یا گروه دیگری چنین استدلال كند كه نسبت به حقوق فردی و اجتماعی آنان بی اعتنائی شده است . طبیعی است كه در چنین شرایطی كار اهمیت خود را از دست می دهد واین عوامل جریان تولید را تحت تاثیر قرار میدهد. مدیران خلاق و هوشمند برای غلبه بر چنین مشكلاتی با بهره گیری از تجارب و دانش اجرائی خود زمینه مباحثه متقابل میان خود و كاركنان را در محیطی با نشاط و پویا به دور از هر گونه تعصب و جزئی نگری مهیا خواهد ساخت تا ضمن بهره گیری از نتایج تضارب آرا میان افراد نسبت به رفع ابهامات موجود و گسترش روابط انسانی سالم میان كاركنان و مدیران و همچنین گسترش و توسعه اهداف سازمان قدم های مثبت بردارند. این شیوه اندیشیدن نه فقط به اهداف بنیادین شركت كمك خواهد كرد بلكه در ارتقای سطح اندیشه كاركنان و افزایش نشاط و همدلی در محیط كار موثر خواهد افتاد. البته دستیابی به اهداف بیان شده زمانی امكان پذیر است كه مدیران بدون هر گونه مانع با كاركنان سخن بگویند و تا حد امكان این گفتمان در مورد مسائل ناخوشایند نباشد .

نكته مهم دیگر این است كه اگر مدیران منزلتی بالاتر از منزلت و شخصیت سایر كاركنان برای خود قائل باشند در حقیقت خود رااز نعمت تفاهم و درك متقابل سایر كاركنان محروم خواهد ساخت .اما اگر مدیران و كاركنان به عنوان انسان به درك متقابل یكدیگر توجه داشته باشند و در خصوص امیدها و نگرانی های یكدیگر باهم سخن بگویند میتوانند برای رفع معضلات موجود در شركت و محیط كار خود به راحل های اساسی و منطقی و امیدوار كننده دست پیدا كنند : راه حل هایی كه مورد پذیرش و توجه همگان باشد.

((یك ضرب المثل چینی میگوید : برای هر مشكلی سه راه حل وجود دارد: 1- راه حلی كه من ارائه می دهم. 2- راه حلی كه شما ارائه می دهید . 3- راه حل درست .)) كاركردن در یك گروه قطعا\" با مشكلاتی همراه است اما مهم این است كه انگیزش برای غلبه بر مشكلات در مدیران و كاركنان وجود داشته باشد. البته اگر مشورت و همفكری و همدلی بعنوان یك اصل اساسی و بنیادین در یك شركت مورد توافق و توجه باشد قطعا\" خلاقیت و توان تولید افزایش پیدا می كند و سوء تفاهم و نزاع در میان مدیران و كاركنان به حداقل می رسد . همانطوریكه میدانیم تعداد قابل توجهی از اعتراضات در یك سازمان در حقیقت فریادهایی ناامیدانه برای جلب توجه است چرا كه بسیار اتفاق می افتد كسی به حرف های كاركنان گوش نمی دهد و علاقه مند به شنیدن مسائل و مشكلات آنان نیست .

وجود چنین شرایطی خسارت های غیر قابل جبرانی بر میزان تولید و روابط بین شخصی خواهد زد . ولی اگر كاركنان احساس كنند به كسی تعلق دارند و كسی به حرف های آنان گوش می كند بدون شك آنان هم برای اهداف شركت دلسوزی می كنند و در انجام تعهدات خویش وفادار خواهند بود. مضوع دیگر كه نیاز به توجه دارد برگزاری جلسات است در جلساتی كه بنا به دعوت مدیران برگزار میشود باید به به توجه به شایستگی و ها و لیاقت هایشان فرصت سخن گفتن و اظهار نظر در باره مسائل داده شود .

برنامه جلسات باید از قبل هماهنگ و تنظیم شود و اگر در آنها فقط مدیران حق اظهار نظر داشته باشند در حقیقت مشاركت كاركنان تبدیل به شوخی و بازی اداری میشود و هیچ گونه نتیجه ای از تشكیل جلسات حاصل نخواهد شد و فرست ها از دست خواهد رفت و بجای آن احساس ملال ودل زدگی برای كاركنان حاصل خواهد شد. در امر مدیریت همین قدر میدانم كه كافی نیست بپرسیم چه؟بلكه مهمتر این است كه بپرسیم چطور؟ در یك شركت موفق فقط مدیر نیست كه قادر است راه حل هایی برای مشكلات پیدا كند بلكه یقینا" پیشنهادهای سایر افراد شركت نیز در هر سطحی كه باشند میتواند مورد توجه و گره گشا واقع شود ودر بسیاری از شرایط كارآمد وسود مند باشد .

 

این یك اصل مهم است كه پیشنهادهای خوب حداقل این استحقاق را دارند كه توسط مدیران شركت شنیده شوند . در واقع اگر به گفته های كلیه افراد یك شركت بها داده شود وبرای عقایدشان اهمیت قائل شوند توانائی افراد شركت برای تفكر در مورد طرح های جدید افزایش پیدا خواهد كرد واین بهترین راه ممكن برای بهره گیری از تمام توان و استعداد موجود در یك سازمان است . به منظورچگونگی ایجاد تحول در یك سازمان به شرح موارد سیزده گانه ذیل در بحث های آتی می پردازیم : 1- دید مشترك 2- انگیزش و تغییر 3- انگیزش و ابداع 4- نقش محرك ها 5- ارتباط در داخل شركت ها 6-قدرت باز خورد 7- هنر گوش دادن 8- چگونه سوال بپرسیم 9- سبك رهبری 10-تفویض اختیار 11- مهارت شخصی 12-بصیرت و اهداف و راهبرد 13- تحول سازمانی

 

مهندس کرم بهرامی

 

تاریخ ارسال: 1390/12/28
تاریخ بروزرسانی: 1390/12/28
تعداد بازدید: 4636
ارسال نظر

درخواست دمو

درخواست دمو